برای تشخیص آپشن گران یا ارزان، نباید فقط عدد پرمیوم را ببینید. قراردادی که با پرمیوم ۲۰ تومان معامله میشود ممکن است بسیار گران باشد، چون احتمال سوددهشدن آن پایین است. در مقابل، قراردادی با پرمیوم ۱۵۰ تومان ممکن است منطقی یا حتی ارزان باشد، چون بخشی از قیمت آن ارزش ذاتی است و با حرکت کوچکتری از دارایی پایه وارد سود میشود.
آپشن زمانی ارزان است که قیمت آن نسبت به احتمال و اندازه حرکت آینده پایین باشد؛ نه صرفاً زمانی که پرمیوم کمی دارد.
بنابراین سؤال درست این نیست که «کدام قرارداد قیمت کمتری دارد؟» سؤال درست این است که «در برابر پرمیومی که میپردازم، چه ارزشی دریافت میکنم و بازار باید چقدر حرکت کند تا معامله منطقی شود؟»
چرا پرمیوم پایین لزوماً به معنی ارزانی نیست؟
تازهکارها معمولاً در زنجیره قراردادها به سراغ قراردادهایی میروند که کمترین پرمیوم را دارند. این قراردادها اغلب فاصله زیادی با قیمت فعلی دارایی پایه دارند و در وضعیت OTM هستند. عدد پرمیوم پایین است، اما برای سوددهشدن قرارداد، بازار باید در مدت کوتاهی حرکت بزرگی انجام دهد.
فرض کنید قیمت سهم ۱۰۰۰ تومان است و دو اختیار خرید با سررسید یکسان وجود دارد:
- قرارداد اول: قیمت اعمال ۱۰۵۰ تومان و پرمیوم ۴۰ تومان
- قرارداد دوم: قیمت اعمال ۱۲۰۰ تومان و پرمیوم ۱۰ تومان
قرارداد دوم از نظر عددی ارزانتر است، اما نقطه سربهسر آن ۱۲۱۰ تومان خواهد بود. یعنی سهم باید تا سررسید ۲۱ درصد رشد کند تا خریدار تازه به نقطه سربهسر برسد. قرارداد اول با رسیدن سهم به ۱۰۹۰ تومان سربهسر میشود؛ یعنی به رشد ۹ درصدی نیاز دارد.
پس قرارداد ۱۰ تومانی الزاماً ارزندهتر نیست. ممکن است فقط احتمال بیارزششدن بیشتری داشته باشد.
قیمت آپشن از چه بخشهایی تشکیل میشود؟
برای تشخیص آپشن گران یا ارزان، ابتدا باید پرمیوم را به دو بخش تقسیم کنید:
پرمیوم آپشن = ارزش ذاتی + ارزش زمانی
در مقاله قیمت آپشن چگونه تعیین میشود؟ عوامل اثرگذار بر پرمیوم بهصورت کامل بررسی شدهاند. اینجا هدف ما استفاده عملی از همان مفاهیم برای ارزیابی یک قرارداد است.
ارزش ذاتی چیست؟
ارزش ذاتی نشان میدهد اگر قرارداد همین حالا اعمال شود، چه مقدار ارزش واقعی دارد.
برای اختیار خرید:
ارزش ذاتی Call = قیمت دارایی پایه منهای قیمت اعمال
البته اگر نتیجه منفی باشد، ارزش ذاتی صفر است.
برای اختیار فروش:
ارزش ذاتی Put = قیمت اعمال منهای قیمت دارایی پایه
در اینجا نیز اگر نتیجه منفی باشد، ارزش ذاتی صفر در نظر گرفته میشود.
مثلاً اگر سهم ۱۰۰۰ تومان باشد و اختیار خریدی با قیمت اعمال ۹۰۰ تومان معامله شود، این قرارداد ۱۰۰ تومان ارزش ذاتی دارد. اگر پرمیوم آن ۱۴۰ تومان باشد، تمام ۱۴۰ تومان هزینه زمان نیست؛ ۱۰۰ تومان آن همین حالا پشتوانه واقعی دارد.
ارزش زمانی چیست؟
ارزش زمانی مبلغی است که بازار بابت فرصت باقیمانده تا سررسید و احتمال حرکت آینده دارایی پرداخت میکند. هرچه زمان بیشتر، نوسان مورد انتظار بالاتر و احتمال ورود قرارداد به سود بیشتر باشد، ارزش زمانی معمولاً افزایش پیدا میکند.
ارزش زمانی بهتدریج کاهش مییابد و در لحظه سررسید به صفر میرسد. به همین دلیل، خریدار آپشن فقط نباید جهت بازار را درست پیشبینی کند؛ حرکت باید در زمان مناسب هم رخ دهد.
محاسبه ارزش زمانی از روی پرمیوم
فرمول ساده است:
ارزش زمانی = پرمیوم بازار منهای ارزش ذاتی
مثال قبل را ادامه دهیم:
- قیمت سهم: ۱۰۰۰ تومان
- قیمت اعمال Call: ۹۰۰ تومان
- پرمیوم: ۱۴۰ تومان
- ارزش ذاتی: ۱۰۰ تومان
- ارزش زمانی: ۴۰ تومان
حالا قرارداد دیگری را در نظر بگیرید:
- قیمت اعمال Call: ۱۱۰۰ تومان
- پرمیوم: ۳۵ تومان
- ارزش ذاتی: صفر
- ارزش زمانی: ۳۵ تومان
در قرارداد دوم تمام مبلغ پرداختی ارزش زمانی است. اگر سهم تا سررسید بالاتر از ۱۱۰۰ تومان نرود، ارزش قرارداد میتواند کاملاً از بین برود.
این مقایسه نشان میدهد قرارداد ۳۵ تومانی لزوماً از قرارداد ۱۴۰ تومانی ارزانتر نیست. برای تشخیص آپشن گران یا ارزان باید ببینید چه مقدار از پرمیوم پشتوانه ذاتی دارد و چه مقدار صرفاً بابت احتمال آینده پرداخت میشود.
مقایسه قراردادهای یک زنجیره
بهترین روش اولیه برای ارزیابی پرمیوم، مقایسه قراردادهای مشابه در یک زنجیره قراردادها است. قراردادها باید تا حد ممکن از نظر دارایی پایه، نوع قرارداد و تاریخ سررسید مشابه باشند.
هنگام مقایسه، این موارد را کنار هم قرار دهید:
| معیار | سؤال اصلی |
| قیمت اعمال | قرارداد چقدر از قیمت بازار فاصله دارد؟ |
| ارزش ذاتی | چه بخشی از پرمیوم واقعی و قابلمحاسبه است؟ |
| ارزش زمانی | بابت احتمال آینده چقدر پرداخت میکنید؟ |
| نقطه سربهسر | بازار باید تا کجا حرکت کند؟ |
| نوسان ضمنی | انتظار نوسان در قیمت قرارداد چقدر بالاست؟ |
| اسپرد | هزینه ورود و خروج چقدر است؟ |
| نقدشوندگی | آیا میتوان با قیمت منصفانه معامله را بست؟ |
برای انتخاب کلی قرارداد، راهنمای چگونه بهترین قرارداد اختیار معامله را انتخاب کنیم؟ مسیر تصمیمگیری کاملتری ارائه میدهد. این مقاله فقط روی منطقیبودن قیمت تمرکز دارد.
فاصله قیمت اعمال تا قیمت بازار
هرچه قیمت اعمال از قیمت فعلی دارایی پایه دورتر باشد، پرمیوم قرارداد معمولاً کمتر میشود؛ اما احتمال سوددهشدن نیز کاهش پیدا میکند.
در اختیار خرید:
- قیمت اعمال پایینتر معمولاً پرمیوم بیشتری دارد، اما دلتا و احتمال سوددهشدن آن بالاتر است.
- قیمت اعمال دورتر و بالاتر پرمیوم کمتری دارد، اما به رشد شدیدتری نیاز دارد.
در اختیار فروش نیز منطق برعکس است.
بنابراین برای تشخیص آپشن گران یا ارزان، پرمیوم را باید همراه با فاصله قیمت اعمال بررسی کنید. مقایسه یک Call با قیمت اعمال ۹۰۰ تومان با Call دیگری در قیمت اعمال ۱۲۰۰ تومان، فقط بر اساس عدد پرمیوم، مقایسه کاملی نیست.
در مقاله چگونه قیمت اعمال مناسب را انتخاب کنیم؟ تفاوت قراردادهای ITM، ATM و OTM و اثر آنها بر اهرم، دلتا و احتمال بیارزششدن توضیح داده شده است.
زمان باقیمانده و اثر آن بر قیمت
دو قرارداد با قیمت اعمال یکسان، اما سررسید متفاوت، نباید فقط با پرمیوم مقایسه شوند. قرارداد بلندمدت معمولاً گرانتر است، چون زمان بیشتری برای تحقق سناریوی شما وجود دارد.
فرض کنید دو Call با قیمت اعمال ۱۰۰۰ تومان داریم:
- قرارداد ۲۰روزه: پرمیوم ۵۰ تومان
- قرارداد ۸۰روزه: پرمیوم ۹۰ تومان
قرارداد ۸۰روزه گرانتر است، اما چهار برابر زمان بیشتری ندارد که بتوان قیمت را بهسادگی بر تعداد روزها تقسیم کرد. کاهش ارزش زمانی خطی نیست و نزدیک سررسید معمولاً سرعت بیشتری میگیرد.
در نتیجه، پرمیوم بالاتر قرارداد بلندمدت میتواند منطقی باشد؛ بهویژه اگر تحلیل شما برای تحقق به زمان نیاز داشته باشد. در مقابل، اگر انتظار دارید حرکت بازار ظرف چند روز رخ دهد، پرداخت هزینه زیاد برای زمان اضافه ممکن است ضروری نباشد.
نقش نوسان ضمنی در تشخیص آپشن گران یا ارزان
نوسان ضمنی یا IV نشان میدهد بازار چه میزان نوسان را تا سررسید در قیمت آپشن لحاظ کرده است. هرچه IV بالاتر باشد، پرمیوم Call و Put معمولاً بیشتر میشود.
نکته مهم این است که نوسان ضمنی جهت حرکت را پیشبینی نمیکند. IV بالا فقط میگوید بازار انتظار حرکت بزرگتری دارد؛ این حرکت میتواند صعودی یا نزولی باشد.
برای مثال، پیش از انتشار یک خبر مهم، گزارش مالی یا رویداد اثرگذار، تقاضا برای آپشن ممکن است افزایش یابد و IV بالا برود. در این شرایط، حتی اگر جهت بازار را درست تشخیص دهید، پس از انتشار خبر و کاهش IV ممکن است قیمت قرارداد افت کند. این اتفاق با عنوان IV Crush شناخته میشود.
برای شناخت دقیقتر این متغیر، مقاله نوسان ضمنی و وگا را مطالعه کنید.
مقایسه نوسان ضمنی با نوسان تاریخی
یکی از روشهای کاربردی برای تشخیص آپشن گران یا ارزان، مقایسه نوسان ضمنی با نوسان تاریخی دارایی پایه است.
- نوسان تاریخی نشان میدهد دارایی در گذشته واقعاً چقدر نوسان کرده است.
- نوسان ضمنی نشان میدهد بازار برای آینده چه نوسانی را قیمتگذاری کرده است.
فرض کنید نوسان تاریخی یک سهم ۳۰ درصد است، اما IV قراردادهای آن به ۵۵ درصد رسیده است. این اختلاف میتواند نشانه گرانشدن ارزش زمانی باشد؛ اما حکم قطعی نیست. شاید بازار منتظر خبری باشد که در دادههای گذشته دیده نمیشود.
برعکس، اگر IV بهطور محسوسی پایینتر از نوسان معمول سهم باشد، قرارداد ممکن است ارزان به نظر برسد. بااینحال باید بررسی کنید آیا بازار به دلیل کاهش واقعی ریسک یا نزدیکشدن به یک دوره کمنوسان، قیمت پایینتری تعیین کرده است یا خیر.
IV بالا بهتنهایی سیگنال فروش و IV پایین بهتنهایی سیگنال خرید نیست.
قیمت منصفانه بلک–شولز چه کمکی میکند؟
مدل بلک–شولز با استفاده از قیمت دارایی پایه، قیمت اعمال، زمان باقیمانده، نرخ بهره و نوسان، یک قیمت نظری برای آپشن محاسبه میکند.
کاربرد اصلی مدل این است که یک معیار مقایسه داشته باشید:
- اگر قیمت بازار بسیار بالاتر از قیمت مدل باشد، قرارداد ممکن است گران باشد.
- اگر قیمت بازار پایینتر از قیمت مدل باشد، قرارداد ممکن است ارزان باشد.
مثلاً اگر مدل، قیمت نظری یک Call را ۷۰ تومان محاسبه کند و بهترین قیمت فروش بازار ۱۱۰ تومان باشد، اختلاف ۴۰ تومانی نیاز به بررسی دارد. شاید IV بازار بالاتر از ورودی شما باشد، نقدشوندگی کم باشد یا رویدادی مهم در پیش باشد.
مدل بلک–شولز به شما کمک میکند سؤال دقیقتری بپرسید؛ نه اینکه بدون بررسی معامله کنید.
چرا قیمت مدل حکم قطعی خرید یا فروش نیست؟
قیمت نظری به ورودیهای مدل وابسته است. اگر نوسان، نرخ بهره، زمان یا قیمت دارایی پایه را اشتباه وارد کنید، خروجی نیز گمراهکننده خواهد بود.
از طرف دیگر، بازار ممکن است ریسکهایی را قیمتگذاری کند که مدل ساده آنها را کامل نمیبیند؛ مانند:
- صف خرید یا فروش دارایی پایه
- محدودیت نقدشوندگی
- رویداد شرکتی یا خبری
- دشوارشدن پوشش موقعیت
- رفتار عرضه و تقاضای معاملهگران
- محدودیتهای اجرایی نزدیک سررسید
بنابراین اختلاف با مدل فقط یک هشدار برای بررسی بیشتر است. قیمت منصفانه یک محدوده تقریبی است، نه یک عدد مقدس.
اسپرد خرید و فروش؛ هزینه پنهان معامله
ممکن است یک آپشن روی کاغذ ارزان به نظر برسد، اما اسپرد زیاد تمام ارزندگی آن را از بین ببرد.
فرض کنید:
- بهترین قیمت خرید: ۱۰۰ تومان
- بهترین قیمت فروش: ۱۳۰ تومان
اگر شما در ۱۳۰ تومان بخرید و بلافاصله بخواهید خارج شوید، احتمالاً فقط خریداری در ۱۰۰ تومان دارید. یعنی پیش از هر حرکت بازار، حدود ۲۳ درصد نسبت به قیمت خرید در زیان هستید.
در قراردادهای کممعامله، آخرین قیمت معامله نیز ممکن است گمراهکننده باشد. شاید آخرین معامله ساعتها قبل انجام شده باشد و قیمتهای فعلی سفارشها فاصله زیادی با آن داشته باشند.
برای تشخیص آپشن گران یا ارزان، همیشه قیمت قابلمعامله را ببینید؛ نه فقط آخرین قیمت ثبتشده.
نقطه سربهسر و حرکت لازم بازار
قیمت قرارداد زمانی معنا پیدا میکند که آن را با حرکت لازم دارایی پایه مقایسه کنید.
نقطه سربهسر اختیار خرید در سررسید:
قیمت اعمال + پرمیوم پرداختی
نقطه سربهسر اختیار فروش در سررسید:
قیمت اعمال − پرمیوم پرداختی
مثلاً اگر سهم ۱۰۰۰ تومان باشد و Call با قیمت اعمال ۱۰۵۰ تومان را ۷۰ تومان بخرید، نقطه سربهسر ۱۱۲۰ تومان است. سهم باید ۱۲ درصد رشد کند تا در سررسید تازه وارد سود شوید.
حالا باید بپرسید:
- آیا این میزان حرکت با رفتار تاریخی سهم هماهنگ است؟
- آیا زمان کافی برای این حرکت وجود دارد؟
- آیا رویدادی میتواند چنین حرکتی ایجاد کند؟
- آیا نسبت سود احتمالی به زیان پرمیوم منطقی است؟
هرچه حرکت لازم غیرواقعیتر باشد، پایینبودن پرمیوم جذابیت کمتری دارد.
مقایسه پرمیوم دو قرارداد با سررسید یکسان
برای مقایسه دو قرارداد با سررسید یکسان، این ترتیب را رعایت کنید:
- فاصله هر قیمت اعمال تا قیمت بازار را محاسبه کنید.
- ارزش ذاتی و زمانی هر قرارداد را جدا کنید.
- نقطه سربهسر هرکدام را به دست آورید.
- IV و دلتا را مقایسه کنید.
- حجم، موقعیت باز و اسپرد را بررسی کنید.
- نتیجه را در چند سناریوی حرکت بازار بسنجید.
ممکن است قرارداد OTM اهرم بیشتری داشته باشد، اما برای سوددهشدن به حرکت شدیدتری نیاز داشته باشد. قرارداد ITM پرمیوم بالاتری دارد، اما بخش بیشتری از قیمت آن ارزش ذاتی است و رفتار آن به دارایی پایه نزدیکتر است.
مقایسه پرمیوم دو قرارداد با سررسید متفاوت
در مقایسه سررسیدها، پرمیوم بالاتر لزوماً به معنی گرانبودن نیست. باید هزینه زمان اضافه را با ارزش آن برای سناریوی خود مقایسه کنید.
این پرسشها کمک میکنند:
- تحلیل من در چه بازهای باید محقق شود؟
- قرارداد کوتاهمدت چه مقدار تتا از دست میدهد؟
- آیا سررسید بلندتر، حاشیه زمانی مفیدی ایجاد میکند؟
- آیا برای زمانی که احتمالاً استفاده نمیکنم، پرمیوم زیادی میپردازم؟
- IV دو سررسید چقدر با هم تفاوت دارد؟
مقایسه «پرمیوم بهازای هر روز» میتواند یک شاخص کمکی باشد، اما کافی نیست؛ چون افت ارزش زمانی خطی نیست و ساختار نوسان در سررسیدهای مختلف تفاوت دارد.
سه علامت احتمالی گرانبودن قرارداد
۱. ارزش زمانی بالا بدون سناریوی قوی
اگر بخش بزرگی از پرمیوم فقط ارزش زمانی باشد و برای تحقق سود به حرکت بسیار بزرگی نیاز داشته باشید، قرارداد ممکن است گران باشد.
۲. نوسان ضمنی بسیار بالاتر از شرایط معمول
اگر IV نسبت به تاریخچه سهم یا سایر سررسیدها جهش کرده باشد، احتمال دارد بازار هزینه یک رویداد را از قبل در پرمیوم وارد کرده باشد.
۳. اسپرد زیاد و نقدشوندگی پایین
قراردادی که ورود و خروج از آن هزینه بالایی دارد، حتی با قیمت نظری مناسب نیز ممکن است انتخاب خوبی نباشد.
سه علامت احتمالی ارزانبودن قرارداد
۱. پرمیوم پایین نسبت به سناریوی واقعبینانه حرکت
اگر بازار برای حرکت محتمل دارایی، پرمیوم کمی مطالبه کند، قرارداد میتواند ارزنده باشد.
۲. نوسان ضمنی پایینتر از رفتار معمول دارایی
IV پایین در مقایسه با نوسان تاریخی یا قراردادهای مشابه ممکن است نشان دهد ارزش زمانی کمتر از حد معمول قیمتگذاری شده است.
۳. قیمت بازار پایینتر از محدوده نظری همراه با نقدشوندگی مناسب
اگر چند روش ارزشگذاری قیمت بالاتری نشان دهند و در عین حال اسپرد و حجم معاملات مناسب باشد، احتمال ارزندگی بیشتر میشود.
هیچکدام از این نشانهها بهتنهایی کافی نیستند. تصمیم نهایی باید از ترکیب قیمت، زمان، نوسان، نقدشوندگی و سناریوی بازار ساخته شود.
چکلیست تشخیص آپشن گران یا ارزان
پیش از خرید یا فروش هر قرارداد، این پرسشها را پاسخ دهید:
- قیمت فعلی دارایی پایه چقدر است؟
- قرارداد ITM، ATM یا OTM است؟
- چه مقدار از پرمیوم ارزش ذاتی است؟
- چه مقدار از پرمیوم ارزش زمانی است؟
- تا سررسید چند روز باقی مانده است؟
- نقطه سربهسر کجاست؟
- دارایی پایه باید چند درصد حرکت کند؟
- آیا این حرکت در زمان باقیمانده واقعبینانه است؟
- IV قرارداد نسبت به گذشته و قراردادهای مشابه در چه سطحی است؟
- قیمت بازار با خروجی بلک–شولز چقدر فاصله دارد؟
- دلیل این اختلاف چیست؟
- اسپرد خرید و فروش چقدر است؟
- حجم معاملات و موقعیتهای باز مناسب است؟
- در صورت تأخیر حرکت بازار، تتا چه اثری میگذارد؟
- حداکثر زیان این معامله چقدر است؟
- آیا نسبت سود احتمالی به زیان قابلقبول است؟
اگر فقط به دلیل پایینبودن عدد پرمیوم نمیتوانید به بیشتر این پرسشها پاسخ دهید، هنوز دلیل کافی برای معامله ندارید.
جمعبندی
تشخیص آپشن گران یا ارزان با نگاهکردن به یک عدد ممکن نیست. پرمیوم باید نسبت به ارزش ذاتی، ارزش زمانی، فاصله قیمت اعمال، زمان باقیمانده، نوسان ضمنی، قیمت نظری، اسپرد و حرکت لازم بازار سنجیده شود.
یک قرارداد ۱۰ تومانی ممکن است گران باشد، چون احتمال رسیدن به نقطه سربهسر ناچیز است. یک قرارداد ۱۵۰ تومانی نیز میتواند منطقی باشد، چون ارزش ذاتی دارد، نقدشونده است و برای سوددهشدن به حرکت کمتری نیاز دارد.
ارزانترین آپشن، قراردادی نیست که کمترین پرمیوم را دارد؛ قراردادی است که در برابر احتمال و اندازه حرکت آینده، قیمت منطقیتری ارائه میدهد.
در نهایت، ارزشگذاری فقط یکی از مراحل انتخاب معامله است. پس از تشخیص قیمت منطقی، باید تناسب قرارداد با سناریوی بازار، قیمت اعمال، سررسید، اندازه موقعیت و برنامه خروج را نیز بررسی کنید.