خروج از معامله آپشن بهاندازه انتخاب قرارداد و نقطه ورود اهمیت دارد. ممکن است جهت بازار را درست پیشبینی کرده باشید، اما بهدلیل خروج دیرهنگام، کاهش ارزش زمانی یا افت نوسان ضمنی، بخش بزرگی از سودتان از بین برود. از طرف دیگر، خروج عجولانه هم میتواند باعث شود پیش از تحقق سناریوی اصلی، معاملهای مناسب را با زیان ببندید.
برای مدیریت درست موقعیت، نباید فقط به قیمت قرارداد نگاه کنید. حرکت دارایی پایه، زمان باقیمانده تا سررسید، نوسان ضمنی، نقدشوندگی و دلیل اولیه ورود همگی در تصمیم خروج نقش دارند.
بهترین زمان خروج، زمانی نیست که احساس میکنید سود کافی است یا دیگر تحمل زیان ندارید؛ بلکه زمانی است که یکی از شروط از پیش تعیینشده برنامه معاملاتی شما محقق شده باشد.
چرا برنامه خروج باید قبل از ورود نوشته شود؟
زمانی که معامله وارد سود یا زیان میشود، تصمیمگیری منطقی سختتر خواهد شد. معاملهگر در سود ممکن است بیش از حد طمع کند و معاملهگر در زیان ممکن است به امید بازگشت بازار، موقعیت نامناسب را نگه دارد.
به همین دلیل، پیش از خرید یا فروش قرارداد باید حداقل به این پرسشها پاسخ دهید:
- انتظار دارید دارایی پایه تا چه قیمتی حرکت کند؟
- این حرکت باید حداکثر تا چه زمانی اتفاق بیفتد؟
- چه مقدار زیان را تحمل میکنید؟
- در چه سطحی بخشی از سود را ذخیره میکنید؟
- چه تغییری در بازار باعث باطلشدن تحلیل شما میشود؟
- آیا قصد دارید قرارداد را تا سررسید نگه دارید؟
- در صورت کمبود زمان، امکان رولکردن موقعیت وجود دارد؟
برنامه خروج از معامله آپشن لازم نیست پیچیده باشد. حتی یک برنامه ساده مانند نمونه زیر از تصمیمگیری احساسی بهتر است:
اگر دارایی پایه به مقاومت موردنظر رسید، نصف موقعیت بسته شود. اگر تا ده روز مانده به سررسید حرکت اصلی آغاز نشد، باقی موقعیت نیز بسته یا به سررسید بعدی رول شود.
تفاوت خروج از آپشن با خروج از سهم
در خرید سهم، معمولاً مهمترین متغیر قیمت خود سهم است. اما قیمت آپشن علاوه بر حرکت دارایی پایه، از زمان و نوسان ضمنی نیز تأثیر میگیرد.
ممکن است قیمت سهم تغییری نکرده باشد، اما قرارداد اختیار خرید بهدلیل کاهش زمان باقیمانده ارزانتر شود. حتی ممکن است سهم رشد کند، ولی بهدلیل افت شدید نوسان ضمنی، قیمت قرارداد افزایش چندانی نداشته باشد.
بنابراین در خروج از معامله آپشن باید چهار عامل را همزمان بررسی کنید:
- قیمت دارایی پایه
- قیمت خود قرارداد
- زمان باقیمانده تا سررسید
- تغییر نوسان ضمنی
همین تفاوت باعث میشود تعیین یک حد سود یا حد زیان درصدی ثابت برای تمام قراردادها، روش کاملی نباشد.
آفستکردن موقعیت چیست؟
آفست یعنی انجام معاملهای معکوس روی همان قرارداد برای بستن موقعیت باز.
اگر یک اختیار خرید را خریدهاید، با فروش همان تعداد از همان قرارداد، موقعیت خرید شما بسته میشود. اگر قبلاً یک اختیار فروش فروختهاید، برای آفست باید همان تعداد قرارداد را بخرید.
مثال:
- خرید ۱۰ قرارداد اختیار خرید با قیمت ۲۰۰ تومان
- فروش همان ۱۰ قرارداد با قیمت ۳۲۰ تومان
- سود ناخالص هر قرارداد: ۱۲۰ تومان
بعد از انجام معامله دوم، موقعیت باز شما در آن قرارداد صفر میشود و دیگر در برابر تغییرات بعدی قیمت آن قرارداد سود یا زیانی نخواهید داشت.
برای آشنایی بیشتر با اصطلاحات تابلو و نحوه بازکردن، بستن و آفستکردن موقعیت میتوانید راهنمای چگونه نمادها و زنجیره قراردادهای اختیار معامله را بخوانیم؟ را مطالعه کنید.
اعمالکردن با آفست چه تفاوتی دارد؟
آفست به معنی بستن موقعیت از طریق انجام معامله معکوس در بازار است. اما اعمال، استفاده از حقی است که قرارداد در اختیار خریدار قرار داده است.
برای مثال، دارنده اختیار خرید در صورت اعمال میتواند دارایی پایه را با قیمت اعمال قرارداد خریداری کند. در مقابل، با آفستکردن فقط خود قرارداد را میفروشد و سود یا زیان آن را نقد میکند.
در بیشتر معاملات کوتاهمدت، معاملهگران پیش از سررسید از طریق آفست خارج میشوند؛ زیرا معمولاً قصد تحویلگرفتن یا تحویلدادن دارایی پایه را ندارند. بااینحال، انتخاب بین آفست و اعمال به قیمت بازار، ارزش ذاتی قرارداد، نقدشوندگی، هزینههای معامله و هدف سرمایهگذار بستگی دارد.
جزئیات زمان ثبت درخواست اعمال و روش تسویه تابع دستورالعملها و اطلاعیههای رسمی بازار است و ممکن است تغییر کند؛ بنابراین معاملهگر باید پیش از روزهای پایانی، اطلاعیه قرارداد و مقررات جاری را بررسی کند.
تفاوت کامل سررسید، اعمال و تسویه در مقاله روز اعمال اختیار معامله توضیح داده شده است.
خروج از معامله آپشن بر اساس حرکت دارایی پایه
یکی از منطقیترین روشها، تعیین نقطه خروج بر اساس قیمت دارایی پایه است؛ چون سناریوی اولیه شما معمولاً درباره حرکت سهم، صندوق یا کالای پایه شکل گرفته است.
فرض کنید سهمی در قیمت ۱۰۰۰ تومان معامله میشود و انتظار دارید تا مقاومت ۱۱۵۰ تومان رشد کند. برای استفاده از این تحلیل یک اختیار خرید میخرید.
در این حالت میتوانید از قبل مشخص کنید:
- با رسیدن سهم به ۱۱۰۰ تومان، بخشی از موقعیت بسته شود.
- در محدوده ۱۱۵۰ تومان، باقی موقعیت بسته شود.
- با شکست حمایت ۹۵۰ تومان، تحلیل باطل شود.
این روش نسبت به تعیین حد سود صرفاً روی قیمت قرارداد مزیت دارد؛ زیرا نوسانات لحظهای پرمیوم یا کمبود نقدشوندگی کمتر روی تصمیم شما اثر میگذارد.
البته رسیدن دارایی پایه به هدف، همیشه به معنی رسیدن قیمت آپشن به سود موردانتظار نیست. زمان تحقق حرکت و تغییر نوسان ضمنی همچنان مهم هستند.
خروج بر اساس قیمت خود قرارداد
میتوانید حد سود یا حد زیان را مستقیماً روی قیمت قرارداد تعیین کنید. برای نمونه:
- خرید قرارداد در قیمت ۳۰۰ تومان
- ذخیره بخشی از سود در قیمت ۴۵۰ تومان
- خروج کامل در قیمت ۶۰۰ تومان
- بررسی مجدد معامله در صورت افت به ۲۱۰ تومان
این روش ساده است، اما یک ضعف مهم دارد: قیمت قرارداد ممکن است بر اثر افزایش موقت نوسان ضمنی یا فاصله زیاد میان سفارش خرید و فروش تغییر کند، بدون آنکه سناریوی اصلی دارایی پایه عوض شده باشد.
بهتر است قیمت قرارداد را در کنار قیمت دارایی پایه بررسی کنید، نه بهعنوان تنها معیار خروج.
خروج از معامله آپشن بر اساس زمان
در آپشن، فقط درستبودن جهت تحلیل کافی نیست؛ حرکت باید بهموقع اتفاق بیفتد. هرچه به سررسید نزدیکتر میشویم، فرصت تحقق سناریو کمتر و معمولاً سرعت کاهش ارزش زمانی بیشتر میشود.
فرض کنید انتظار داشتید یک سهم طی یک ماه رشد کند، اما بعد از سه هفته هنوز حرکت مهمی انجام نشده است. حتی اگر همچنان به رشد سهم اعتقاد داشته باشید، نگهداری همان قرارداد نزدیک به سررسید ممکن است منطقی نباشد.
در چنین شرایطی سه انتخاب دارید:
- بستن موقعیت و پذیرش نتیجه
- کاهش حجم و نگهداشتن بخش کوچکی از معامله
- رولکردن موقعیت به سررسید بعدی
هر روزی که میگذرد، لزوماً احتمال تحقق تحلیل را از بین نمیبرد؛ اما ارزش زمانی قرارداد و فرصت اصلاح اشتباه را کاهش میدهد.
در مقاله چگونه سررسید مناسب آپشن را انتخاب کنیم؟ اثر زمان باقیمانده بر پرمیوم، تتا و حساسیت قرارداد بهطور کامل بررسی شده است.
خروج بر اساس تغییر نوسان ضمنی
نوسان ضمنی یا IV نشان میدهد بازار چه میزان نوسان را برای آینده در قیمت قرارداد لحاظ کرده است. افزایش IV معمولاً به نفع خریداران اختیار و کاهش آن معمولاً به نفع فروشندگان اختیار است؛ البته اثر نهایی به سایر متغیرها هم بستگی دارد.
فرض کنید پیش از انتشار یک خبر، اختیار خریدی را با نوسان ضمنی بالا خریدهاید. بعد از انتشار خبر، سهم کمی رشد میکند، اما IV بهشدت کاهش مییابد. در این حالت ممکن است با وجود درستبودن جهت تحلیل، قرارداد سود کمی داشته باشد یا حتی وارد زیان شود.
اگر دلیل خرید شما افزایش نوسان ضمنی بوده است، با تحقق این افزایش میتوانید پیش از خود رویداد بخشی از سود را ذخیره کنید. اگر فروشنده آپشن هستید و IV کاهش قابلتوجهی پیدا کرده، ممکن است بخش بزرگی از سود موردانتظار زودتر از سررسید محقق شده باشد و ادامه نگهداری ارزش ریسک اضافی را نداشته باشد.
خروج در صورت تغییر سناریوی اولیه
هر معامله باید یک دلیل مشخص داشته باشد. برای مثال:
- انتظار شکست مقاومت
- احتمال افت بعد از ازدسترفتن حمایت
- پیشبینی افزایش نوسان
- دریافت پرمیوم در بازار خنثی
- خرید سهم در قیمت پایینتر از طریق Short Put
اگر دلیل اولیه از بین رفت، صرفاً بهخاطر زیانبودن موقعیت نباید آن را نگه دارید.
برای نمونه، اگر اختیار خرید را با فرض شکست مقاومت خریدهاید، اما سهم با حجم بالا از همان مقاومت برگشته و حمایت مهمی را هم شکسته است، سناریوی اولیه تغییر کرده است. در این وضعیت، امید به بازگشت قیمت جایگزین برنامه معاملاتی نمیشود.
زیان معامله بهتنهایی دلیل خروج نیست؛ باطلشدن تحلیل دلیل خروج است.
حد سود در آپشن چگونه تعیین میشود؟
برای تعیین حد سود میتوانید از ترکیب چند روش استفاده کنید:
هدف قیمتی دارایی پایه
اگر انتظار دارید سهم تا محدوده مشخصی رشد یا افت کند، بخشی از موقعیت را در همان محدوده ببندید.
نسبت سود به زیان
پیش از ورود بررسی کنید در برابر حداکثر زیان قابلقبول، چه میزان سود منطقی انتظار دارید. برای مثال، اگر حاضر به پذیرش ۳۰ درصد زیان هستید، هدف ۱۵ درصدی ممکن است جذاب نباشد.
درصدی از پرمیوم
میتوانید در سودهای مشخص مانند ۵۰، ۱۰۰ یا ۱۵۰ درصد، بخشی از موقعیت را ببندید. این اعداد نباید برای تمام قراردادها یکسان باشند.
کاهش سود باقیمانده در برابر ریسک
این معیار برای فروشندگان اختیار اهمیت زیادی دارد. فرض کنید از پرمیوم ۱۰۰تومانی یک قرارداد، ۸۵ تومان سود کردهاید. برای کسب ۱۵ تومان باقیمانده ممکن است همچنان در معرض یک حرکت شدید بازار باشید. در این حالت، بستن زودهنگام موقعیت میتواند منطقیتر باشد.
حد زیان در آپشن چگونه تعیین میشود؟
حد زیان باید با دلیل ورود شما ارتباط داشته باشد. چند روش کاربردی عبارتاند از:
- شکست حمایت یا مقاومت دارایی پایه
- عبور قیمت از سطحی که سناریو را باطل میکند
- رسیدن زیان معامله به سقف ریسک تعیینشده برای حساب
- کاهش بیش از حد زمان باقیمانده
- تغییر نامطلوب نوسان ضمنی
- افزایش وجه تضمین و نزدیکشدن به مارجین کال
- کاهش شدید نقدشوندگی قرارداد
برای خریدار اختیار، حداکثر زیان برابر پرمیوم پرداختی است؛ اما این موضوع به معنی منطقیبودن تحمل زیان صددرصدی نیست. اگر تحلیل خیلی زود باطل شده است، نگهداشتن قرارداد تا صفرشدن پرمیوم فقط زیان را بزرگتر میکند.
برای فروشنده اختیار، تعیین حد زیان اهمیت بیشتری دارد؛ زیرا زیان میتواند از پرمیوم دریافتی بسیار بیشتر شود. جزئیات این موضوع در مقاله ریسک اختیار معامله چیست؟ راهنمای وجه تضمین و مارجین کال بررسی شده است.
چرا حد زیان درصدی ثابت همیشه مناسب نیست؟
فرض کنید دو قرارداد را با پرمیوم ۲۰۰ تومان خریدهاید:
- قرارداد اول نزدیک به قیمت اعمال و دارای نقدشوندگی مناسب است.
- قرارداد دوم بسیار دور از قیمت اعمال و نزدیک به سررسید است.
افت ۳۰ درصدی در قرارداد اول ممکن است فقط نتیجه یک نوسان کوتاهمدت باشد. اما همین افت در قرارداد دوم میتواند نشانه کاهش شدید احتمال سودآوری باشد.
از طرف دیگر، قراردادهای آپشن ممکن است در طول روز نوسانات درصدی بزرگی داشته باشند. حد زیان بسیار نزدیک باعث میشود معاملهگر با کوچکترین نوسان از معامله خارج شود.
روش بهتر این است که حد زیان را با ترکیب موارد زیر تعیین کنید:
- ساختار قرارداد
- نوسان معمول پرمیوم
- سطح ابطال تحلیل دارایی پایه
- زمان باقیمانده
- حداکثر ریسک مجاز حساب
خروج پلهای و ذخیره بخشی از سود
خروج پلهای به معنی بستن تمام موقعیت در یک قیمت نیست. برای مثال، اگر ۱۲ قرارداد دارید، میتوانید:
- ۴ قرارداد را پس از ۵۰ درصد سود ببندید.
- ۴ قرارداد را در هدف اصلی دارایی پایه بفروشید.
- ۴ قرارداد را با حد زیان متحرک نگه دارید.
این روش دو مزیت دارد:
- بخشی از سود قطعی میشود.
- همچنان از ادامه حرکت بازار استفاده میکنید.
خروج پلهای زمانی مفید است که قرارداد نقدشوندگی کافی داشته باشد و تعداد قراردادها امکان تقسیم موقعیت را فراهم کند.
خارجکردن اصل سرمایه
در این روش، پس از رشد قیمت قرارداد، بخشی از موقعیت فروخته میشود تا سرمایه اولیه بازگردد.
مثال:
- خرید ۱۰ قرارداد با مجموع هزینه ۱۰ میلیون تومان
- رشد ارزش موقعیت به ۲۰ میلیون تومان
- فروش ۵ قرارداد و دریافت حدود ۱۰ میلیون تومان
در این حالت اصل سرمایه خارج شده و ۵ قرارداد باقیمانده با سود ایجادشده در معامله ادامه پیدا میکنند.
البته این عبارت که «دیگر چیزی برای ازدستدادن ندارید» دقیق نیست. قراردادهای باقیمانده همچنان ارزش واقعی دارند و ازبینرفتن آنها به معنی ازدسترفتن سود قابلتحقق است.
نگهداشتن قرارداد تا سررسید چه زمانی منطقی است؟
نگهداری تا سررسید میتواند در شرایط زیر منطقی باشد:
- قرارداد ارزش ذاتی قابلتوجهی دارد.
- نقدشوندگی برای آفست مناسب نیست.
- قصد اعمال و دریافت یا تحویل دارایی پایه را دارید.
- منابع مالی یا دارایی لازم برای تسویه فراهم است.
- نتیجه اعمال از فروش قرارداد مناسبتر است.
- ریسکهای روزهای پایانی را میشناسید.
نزدیکشدن به سررسید میتواند حساسیت قیمت قرارداد را افزایش دهد. بنابراین صرفاً به این دلیل که قرارداد وارد سود شده است، نباید بدون برنامه تا آخرین روز نگه داشته شود.
چه زمانی باید قرارداد را زودتر بست؟
بستن زودتر از سررسید معمولاً در این شرایط قابلبررسی است:
- هدف اصلی معامله محقق شده است.
- بخش بزرگی از سود قابلانتظار به دست آمده است.
- تحلیل اولیه باطل شده است.
- زمان باقیمانده با زمان موردنیاز تحلیل هماهنگ نیست.
- نوسان ضمنی در جهت نامطلوب تغییر کرده است.
- نقدشوندگی رو به کاهش است.
- ریسک ادامه معامله از سود احتمالی باقیمانده بیشتر است.
- نگهداری موقعیت فروش میتواند فشار وجه تضمین ایجاد کند.
رولکردن یا مورفکردن چیست؟
رولکردن یعنی بستن قرارداد فعلی و بازکردن موقعیتی جدید با قیمت اعمال، سررسید یا هر دو مشخصه متفاوت.
در بازار ایران گاهی از اصطلاح مورفکردن نیز برای تغییر شکل موقعیت استفاده میشود. رولکردن یک راه جادویی برای حذف زیان نیست. شما نتیجه قرارداد قبلی را میپذیرید و معامله جدیدی با شرایط متفاوت باز میکنید.
قبل از رول باید دوباره بررسی کنید:
- آیا تحلیل هنوز معتبر است؟
- آیا زمان بیشتر واقعاً احتمال موفقیت را افزایش میدهد؟
- هزینه قرارداد جدید چقدر است؟
- آیا قرارداد جدید نقدشوندگی مناسبی دارد؟
- حداکثر زیان موقعیت جدید چقدر خواهد بود؟
رولکردن زمانی منطقی است که سناریو هنوز معتبر باشد اما ابزار یا زمانبندی معامله قبلی مناسب نباشد؛ نه زمانی که فقط نمیخواهید زیان را بپذیرید.
رول به قیمت اعمال دیگر
در رول قیمتی، قرارداد فعلی بسته و قراردادی با قیمت اعمال متفاوت باز میشود.
مثلاً اختیار خریدی بسیار دور از قیمت اعمال خریدهاید و بعد از مدتی متوجه میشوید حرکت موردانتظار بازار کوچکتر از پیشبینی اولیه خواهد بود. میتوانید قرارداد فعلی را ببندید و قراردادی نزدیکتر به قیمت بازار بخرید.
این تغییر معمولاً پرمیوم بیشتری نیاز دارد، اما دلتا و احتمال واکنش قرارداد به حرکت سهم را افزایش میدهد.
فروشندگان نیز ممکن است برای دورکردن قیمت اعمال فروختهشده از قیمت بازار، موقعیت خود را به قیمت اعمال دیگری رول کنند.
رول به سررسید بعدی
رول زمانی زمانی انجام میشود که تحلیل هنوز معتبر است، اما فرصت قرارداد فعلی برای تحقق آن کافی نیست.
مثال:
- انتظار رشد سهم را داشتید.
- سهم هنوز حمایت مهم خود را حفظ کرده است.
- حرکت صعودی آغاز نشده و فقط پنج روز تا سررسید باقی مانده است.
- قرارداد فعلی بسته و قراردادی با سررسید یک یا دو ماه بعد خریداری میشود.
این تصمیم زمان بیشتری در اختیار معامله قرار میدهد، اما معمولاً نیازمند پرداخت پرمیوم بالاتر است. بنابراین باید هزینه زمان جدید را با احتمال و اندازه حرکت موردانتظار مقایسه کنید.
مدیریت موقعیت فروشنده در حرکت شدید بازار
فروشنده اختیار نباید منتظر بماند تا زیان به نقطه غیرقابلکنترل برسد. در یک حرکت شدید بازار، چند گزینه قابلبررسی است:
- آفست کامل موقعیت
- کاهش بخشی از تعداد قراردادها
- خرید اختیار برای محدودکردن زیان و ساختن اسپرد
- تأمین دارایی پایه برای پوشش Short Call
- نگهداری نقدینگی لازم برای پذیرش اعمال Short Put
- رولکردن به قیمت اعمال دورتر
- رولکردن به سررسید بعدی
انتخاب میان این گزینهها به هدف اولیه بستگی دارد. کسی که Short Put را برای خرید سهم در قیمت پایینتر فروخته، ممکن است اعمال را بپذیرد. اما معاملهگری که فقط بهدنبال درآمد کوتاهمدت بوده، احتمالاً باید زودتر موقعیت را مدیریت کند.
مثال اول: تحلیل درست است، اما حرکت دیر اتفاق افتاده؛ رول یا خروج؟
فرض کنید سهمی در قیمت ۱۰۰۰ تومان قرار دارد و شما اختیار خرید با قیمت اعمال ۱۰۵۰ تومان و سررسید ۳۰روزه خریدهاید. انتظار داشتید سهم طی دو هفته به ۱۱۵۰ تومان برسد.
بعد از ۲۵ روز، سهم همچنان ۱۰۲۰ تومان است و فقط پنج روز تا سررسید باقی مانده است.
دو پرسش مهم مطرح میشود:
- آیا تحلیل صعودی هنوز معتبر است؟
- آیا انتظار دارید حرکت طی همین پنج روز اتفاق بیفتد؟
اگر تحلیل باطل شده، خروج منطقیتر است. اگر تحلیل همچنان معتبر است اما زمان کافی وجود ندارد، میتوانید قرارداد فعلی را آفست کرده و قرارداد سررسید بعدی را بررسی کنید.
اما نباید قرارداد فعلی را فقط بهدلیل زیانبودن رول کنید. قرارداد جدید باید بهعنوان یک معامله مستقل، شرایط ورود مناسبی داشته باشد.
مثال دوم: قرارداد ۲۰۰ درصد سود کرده؛ خروج کامل یا پلهای؟
فرض کنید ۱۰ قرارداد را با قیمت ۱۰۰ تومان خریدهاید و اکنون قیمت هر قرارداد به ۳۰۰ تومان رسیده است.
سه انتخاب دارید:
- فروش تمام ۱۰ قرارداد و قطعیکردن سود
- فروش بخشی از موقعیت و ادامه معامله با باقیمانده
- نگهداری کامل تا هدف بعدی
اگر دارایی پایه به هدف اولیه رسیده و ادامه حرکت نامطمئن است، خروج کامل منطقی خواهد بود. اگر روند هنوز قوی است، میتوانید مثلاً ۷ قرارداد را بفروشید و ۳ قرارداد را با حد زیان متحرک نگه دارید.
در تصمیمگیری فقط به عبارت «۲۰۰ درصد سود» توجه نکنید. بررسی کنید از این نقطه به بعد، سود احتمالی باقیمانده در برابر ریسک ازدسترفتن سود فعلی چقدر است.
مثال سوم: Short Put وارد زیان شده؛ بستن، پوششدادن یا پذیرش اعمال؟
فرض کنید سهمی در قیمت ۱۰۰۰ تومان معامله میشود و یک اختیار فروش با قیمت اعمال ۹۰۰ تومان فروختهاید. هدف شما دریافت پرمیوم و احتمالاً خرید سهم در قیمت پایینتر بوده است.
قیمت سهم ناگهان به ۸۵۰ تومان کاهش پیدا میکند.
اکنون سه انتخاب اصلی دارید:
بستن موقعیت
اگر دیگر تمایلی به خرید سهم ندارید یا تحلیل بنیادی تغییر کرده است، میتوانید قرارداد را بخرید و موقعیت را با زیان ببندید.
پوششدادن ریسک
میتوانید یک اختیار فروش با قیمت اعمال پایینتر بخرید و زیان موقعیت را محدود کنید. در این حالت موقعیت شما به یک Bull Put Spread تبدیل میشود.
پذیرش اعمال
اگر همچنان سهم را ارزنده میدانید و نقدینگی کافی دارید، میتوانید احتمال اعمال و خرید سهم در قیمت ۹۰۰ تومان را بپذیرید. پرمیوم دریافتی نیز بهای تمامشده مؤثر خرید را کاهش میدهد.
تصمیم درست به هدف اولیه بستگی دارد. اگر از ابتدا آمادگی خرید سهم را نداشتید، ورود به Short Put تصمیم مناسبی نبوده است.
اشتباهات رایج هنگام خروج از معامله آپشن
نداشتن برنامه خروج
معاملهگر بعد از ورود تازه تصمیم میگیرد چه زمانی خارج شود و معمولاً تحتتأثیر ترس یا طمع قرار میگیرد.
نگهداشتن تا سررسید فقط به امید بازگشت
نزدیک سررسید، زمان کمتری برای جبران باقی میماند و امید بهتنهایی احتمال سود را افزایش نمیدهد.
تمرکز فقط بر درصد سود و زیان قرارداد
درصد تغییر پرمیوم باید در کنار دارایی پایه، زمان و IV بررسی شود.
تبدیل معامله کوتاهمدت به سرمایهگذاری اجباری
فروشنده Short Put بعد از افت سهم، بدون بررسی مجدد تحلیل، اعمال را میپذیرد؛ فقط چون نمیخواهد زیان را شناسایی کند.
رولکردن مداوم موقعیت زیانده
رولکردن بدون اعتبارسنجی مجدد تحلیل میتواند زیان یک معامله را به چند سررسید منتقل کند.
طمع برای دریافت آخرین بخش سود
فروشنده اختیار برای دریافت مقدار کمی از پرمیوم باقیمانده، ریسک بزرگ حرکت ناگهانی بازار را میپذیرد.
خروج کامل در اولین نوسان
حد زیان بسیار نزدیک باعث میشود معاملهگر پیش از فراهمشدن فرصت تحقق سناریو از معامله خارج شود.
چکلیست خروج از معامله آپشن
پیش از تصمیمگیری، این پرسشها را بررسی کنید:
- آیا سناریوی اولیه هنوز معتبر است؟
- دارایی پایه نسبت به حمایت، مقاومت یا هدف تعیینشده کجاست؟
- چند روز تا سررسید باقی مانده است؟
- قیمت قرارداد چقدر تحتتأثیر ارزش زمانی قرار دارد؟
- نوسان ضمنی از زمان ورود چه تغییری کرده است؟
- چه میزان از سود موردانتظار محقق شده است؟
- سود احتمالی باقیمانده در برابر ریسک ادامه معامله چقدر است؟
- آیا قرارداد نقدشوندگی کافی برای آفست دارد؟
- در صورت نگهداری تا سررسید، نقدینگی یا دارایی لازم برای اعمال وجود دارد؟
- آیا خروج پلهای بهتر از خروج کامل است؟
- آیا رولکردن واقعاً یک فرصت جدید است یا فقط تعویق پذیرش زیان؟
- ادامه موقعیت چه اثری بر ریسک کل حساب و وجه تضمین دارد؟
جمعبندی
خروج از معامله آپشن نباید واکنشی به ترس، طمع یا نوسانهای لحظهای باشد. برنامه خروج باید قبل از ورود نوشته شود و بر اساس قیمت دارایی پایه، قیمت قرارداد، زمان باقیمانده، تغییر نوسان ضمنی و اعتبار سناریوی اولیه تنظیم شود.
برای بیشتر معاملهگران، آفست سادهترین روش بستن موقعیت پیش از سررسید است. بااینحال، در بعضی موقعیتها خروج پلهای، خارجکردن اصل سرمایه، پذیرش اعمال یا رولکردن قرارداد میتواند انتخاب مناسبتری باشد.
هدف مدیریت موقعیت این نیست که همیشه در بهترین قیمت ممکن خارج شوید؛ هدف این است که سودهای مناسب را حفظ کنید، زیانها را کنترل کنید و اجازه ندهید یک معامله ناموفق به ریسک بزرگی برای کل حساب تبدیل شود.
پس از مشخصکردن برنامه خروج، مرحله بعد تعیین اندازه موقعیت است. در مقاله مدیریت سرمایه در اختیار معامله بررسی میکنیم که با توجه به سرمایه حساب و حداکثر زیان قابلقبول، خرید یا فروش چند قرارداد منطقی خواهد بود.