استرادل و استرنگل دو استراتژی جذاب در بازار آپشن هستند که به معاملهگر اجازه میدهند بدون پیشبینی دقیق جهت بازار، روی شدت حرکت قیمت معامله کند. در این استراتژیها مهم نیست بازار صعودی شود یا نزولی؛ مهم این است که قیمت بهاندازه کافی از محدوده فعلی فاصله بگیرد.
البته این به معنی آسان یا کمریسکبودن معامله نیست. خریدار استرادل یا استرنگل باید هزینه دو قرارداد را پرداخت کند و اگر بازار آرام بماند، ممکن است تمام پرمیوم پرداختشده را از دست بدهد.
در این مقاله ابتدا ساختار استرادل و استرنگل را بررسی میکنیم، سپس به سراغ نقاط سربهسر، مثال عددی، اثر نوسان ضمنی، پدیده IV Crush و چکلیست ورود میرویم.
آیا میتوان بدون پیشبینی جهت بازار معامله کرد؟
بیشتر معاملهگران قبل از ورود به بازار میپرسند:
- قیمت رشد میکند یا کاهش پیدا میکند؟
- باید اختیار خرید بخرم یا اختیار فروش؟
- بازار صعودی است یا نزولی؟
اما گاهی جهت حرکت مشخص نیست و تنها چیزی که معاملهگر انتظار دارد، یک حرکت شدید است.
برای مثال فرض کنید یک شرکت قرار است گزارش مهمی منتشر کند. نتیجه گزارش ممکن است بسیار بهتر یا بسیار بدتر از انتظار بازار باشد. شما نمیدانید قیمت سهم پس از انتشار گزارش رشد میکند یا کاهش مییابد، اما انتظار دارید قیمت از محدوده فعلی فاصله زیادی بگیرد.
در چنین شرایطی، بهجای انتخاب یک جهت مشخص، میتوان همزمان از خرید اختیار خرید و خرید اختیار فروش استفاده کرد. اگر حرکت صعودی یا نزولی بهاندازه کافی بزرگ باشد، سود یکی از قراردادها میتواند زیان قرارداد دیگر را جبران کند.
در استرادل و استرنگل، معاملهگر جهت بازار را نمیخرد؛ شدت حرکت بازار را میخرد.
استرادل چیست؟
استراتژی استرادل یا Straddle از خرید همزمان یک اختیار خرید و یک اختیار فروش روی یک دارایی پایه تشکیل میشود.
در Long Straddle مشخصات دو قرارداد باید به این صورت باشد:
- خرید یک Call
- خرید یک Put
- قیمت اعمال هر دو قرارداد یکسان
- تاریخ سررسید هر دو قرارداد یکسان
- دارایی پایه هر دو قرارداد یکسان
معمولاً قیمت اعمالی انتخاب میشود که نزدیک قیمت فعلی دارایی پایه باشد؛ یعنی قراردادهای ATM یا نزدیک به ATM.
برای درک بهتر اجزای این استراتژی، آشنایی با خرید اختیار خرید و خرید اختیار فروش اهمیت زیادی دارد.
مثال ساده از ساختار Long Straddle
فرض کنید قیمت یک سهم اکنون ۱۰۰۰ تومان است. معاملهگر قراردادهای زیر را میخرد:
- خرید Call با قیمت اعمال ۱۰۰۰ تومان
- خرید Put با قیمت اعمال ۱۰۰۰ تومان
- سررسید یکسان
اگر سهم رشد شدیدی داشته باشد، اختیار خرید وارد سود میشود. اگر سهم ریزش شدیدی داشته باشد، اختیار فروش ارزش پیدا میکند.
اما اگر قیمت سهم نزدیک ۱۰۰۰ تومان باقی بماند، هر دو قرارداد ممکن است بخش زیادی از ارزش زمانی خود را از دست بدهند.
هزینه ورود به استرادل چگونه محاسبه میشود؟
برای اجرای Long Straddle باید پرمیوم هر دو قرارداد پرداخت شود:
هزینه خالص استرادل =
پرمیوم اختیار خرید + پرمیوم اختیار فروش
فرض کنید:
- پرمیوم Call برابر ۷۰ تومان باشد.
- پرمیوم Put برابر ۶۰ تومان باشد.
بنابراین هزینه کل استراتژی برابر است با:
۱۳۰ = ۶۰ + ۷۰
این ۱۳۰ تومان، حداکثر زیان معاملهگر بهازای هر واحد دارایی پایه است.
برای محاسبه مبلغ واقعی معامله باید این عدد در اندازه قرارداد ضرب شود. برای مثال اگر اندازه هر قرارداد ۱۰۰۰ سهم باشد، حداکثر زیان این موقعیت پیش از هزینههای معاملاتی برابر خواهد بود با:
۱۳۰ × ۱۰۰۰ = ۱۳۰٬۰۰۰ تومان
نقاط سربهسر استرادل
استرادل دو نقطه سربهسر دارد؛ یک نقطه در سمت صعودی و یک نقطه در سمت نزولی.
نقطه سربهسر صعودی
قیمت اعمال + مجموع پرمیومهای پرداختی
در مثال ما:
۱۱۳۰ = ۱۳۰ + ۱۰۰۰
بنابراین قیمت سهم باید در سررسید از ۱۱۳۰ تومان بالاتر رود تا استراتژی در سمت صعودی وارد سود شود.
نقطه سربهسر نزولی
قیمت اعمال − مجموع پرمیومهای پرداختی
در مثال ما:
۸۷۰ = ۱۳۰ − ۱۰۰۰
بنابراین قیمت سهم باید در سررسید به کمتر از ۸۷۰ تومان برسد تا استراتژی در سمت نزولی سودآور شود.
صرف حرکت بازار کافی نیست؛ اندازه حرکت باید از مجموع هزینه دو اختیار بیشتر باشد.
حداکثر سود و زیان Long Straddle
حداکثر زیان استرادل محدود است و زمانی رخ میدهد که قیمت دارایی پایه در سررسید دقیقاً برابر قیمت اعمال باشد.
حداکثر زیان =
مجموع پرمیوم Call و Put
در مثال ما حداکثر زیان برابر ۱۳۰ تومان بهازای هر سهم است.
در سمت صعودی، سود بالقوه استرادل نامحدود است؛ زیرا قیمت دارایی پایه از نظر نظری میتواند بدون سقف رشد کند.
در سمت نزولی، سود میتواند بسیار زیاد باشد، اما از نظر نظری محدود است؛ زیرا قیمت دارایی پایه نمیتواند کمتر از صفر شود.
نمودار سود و زیان استرادل چه شکلی است؟
نمودار سود و زیان Long Straddle شکلی شبیه حرف V دارد:
- کف نمودار در قیمت اعمال قرار میگیرد.
- در محدوده بین دو نقطه سربهسر، معامله زیانده است.
- با فاصلهگرفتن قیمت از قیمت اعمال، زیان کاهش پیدا میکند.
- پس از عبور از نقاط سربهسر، استراتژی وارد سود میشود.
هرچه هزینه خرید دو قرارداد بیشتر باشد، کف نمودار پایینتر و فاصله نقاط سربهسر بیشتر خواهد بود.
استرنگل چیست؟
استراتژی استرنگل یا Strangle نیز از خرید همزمان یک اختیار خرید و یک اختیار فروش تشکیل میشود، اما برخلاف استرادل، قیمت اعمال دو قرارداد یکسان نیست.
ساختار Long Strangle معمولاً به این صورت است:
- خرید Call با قیمت اعمال بالاتر از قیمت فعلی
- خرید Put با قیمت اعمال پایینتر از قیمت فعلی
- سررسید یکسان
- دارایی پایه یکسان
در واقع معاملهگر معمولاً یک Call از نوع OTM و یک Put از نوع OTM خریداری میکند.
مثال ساده از ساختار Long Strangle
فرض کنید قیمت سهم ۱۰۰۰ تومان است. معاملهگر قراردادهای زیر را انتخاب میکند:
- خرید Call با قیمت اعمال ۱۱۰۰ تومان
- خرید Put با قیمت اعمال ۹۰۰ تومان
- سررسید یکسان
در این حالت، قیمت سهم باید ابتدا از فاصله میان دو قیمت اعمال عبور کند و سپس هزینه پرداختشده برای دو قرارداد را نیز جبران کند.
هزینه ورود به استرنگل
از آنجا که هر دو قرارداد استرنگل معمولاً OTM هستند، پرمیوم آنها اغلب از قراردادهای ATM کمتر است.
فرض کنید:
- پرمیوم Call با قیمت اعمال ۱۱۰۰ تومان برابر ۳۵ تومان باشد.
- پرمیوم Put با قیمت اعمال ۹۰۰ تومان برابر ۳۰ تومان باشد.
هزینه کل استرنگل برابر خواهد بود با:
۶۵ = ۳۰ + ۳۵
حداکثر زیان نیز همین ۶۵ تومان بهازای هر واحد دارایی پایه است.
نقاط سربهسر استرنگل
استرنگل نیز دو نقطه سربهسر دارد.
نقطه سربهسر صعودی استرنگل
قیمت اعمال Call + مجموع پرمیومها
در مثال ما:
۱۱۶۵ = ۶۵ + ۱۱۰۰
نقطه سربهسر نزولی استرنگل
قیمت اعمال Put − مجموع پرمیومها
در مثال ما:
۸۳۵ = ۶۵ − ۹۰۰
بنابراین قیمت باید در سررسید بالاتر از ۱۱۶۵ تومان یا پایینتر از ۸۳۵ تومان قرار بگیرد تا Long Strangle سودآور شود.
تفاوت استرادل و استرنگل چیست؟
مهمترین تفاوت استرادل و استرنگل در هزینه ورود و اندازه حرکت موردنیاز بازار است.
| معیار | Long Straddle | Long Strangle |
| قیمت اعمال دو قرارداد | یکسان | متفاوت |
| نوع معمول قراردادها | ATM | OTM |
| هزینه ورود | بیشتر | کمتر |
| فاصله نقاط سربهسر | معمولاً کمتر | معمولاً بیشتر |
| حرکت لازم برای سود | کمتر | بیشتر |
| حساسیت اولیه به قیمت | بیشتر | کمتر |
| زیان در بازار آرام | پرمیوم بیشتر | پرمیوم کمتر |
استرادل گرانتر است، اما برای سودآوری به حرکت کوچکتری نیاز دارد. استرنگل ارزانتر است، اما بازار باید حرکت شدیدتری انجام دهد.
به همین دلیل، ارزانبودن استرنگل به معنی بهتر بودن آن نیست. انتخاب میان استرادل و استرنگل به میزان حرکت موردانتظار، زمان باقیمانده و قیمتگذاری قراردادها بستگی دارد.
مثال عددی استرادل و استرنگل
فرض کنید قیمت دارایی پایه در زمان ورود ۱۰۰۰ تومان است.
مشخصات استرادل
- خرید Call با قیمت اعمال ۱۰۰۰ و پرمیوم ۷۰ تومان
- خرید Put با قیمت اعمال ۱۰۰۰ و پرمیوم ۶۰ تومان
- هزینه کل: ۱۳۰ تومان
- نقاط سربهسر: ۸۷۰ و ۱۱۳۰ تومان
مشخصات استرنگل
- خرید Call با قیمت اعمال ۱۱۰۰ و پرمیوم ۳۵ تومان
- خرید Put با قیمت اعمال ۹۰۰ و پرمیوم ۳۰ تومان
- هزینه کل: ۶۵ تومان
- نقاط سربهسر: ۸۳۵ و ۱۱۶۵ تومان
جدول سود و زیان در سررسید
اعداد جدول بهازای هر واحد دارایی پایه و پیش از هزینههای معاملاتی محاسبه شدهاند.
| قیمت دارایی در سررسید | سود و زیان استرادل | سود و زیان استرنگل |
| ۷۵۰ | ۱۲۰+ | ۸۵+ |
| ۸۵۰ | ۲۰+ | ۱۵- |
| ۹۰۰ | ۳۰- | ۶۵- |
| ۱۰۰۰ | ۱۳۰- | ۶۵- |
| ۱۱۰۰ | ۳۰- | ۶۵- |
| ۱۱۵۰ | ۲۰+ | ۱۵- |
| ۱۲۵۰ | ۱۲۰+ | ۸۵+ |
این جدول تفاوت اصلی استرادل و استرنگل را بهخوبی نشان میدهد:
- استرادل هزینه بیشتری دارد.
- استرادل با حرکت کوچکتری وارد سود میشود.
- استرنگل هزینه کمتری دارد.
- استرنگل برای سودآوری به حرکت شدیدتری نیاز دارد.
استرادل و استرنگل برای چه شرایطی مناسب هستند؟
این دو استراتژی زمانی بررسی میشوند که معاملهگر انتظار دارد نوسان آینده از چیزی که اکنون در قیمت آپشنها منعکس شده بیشتر باشد.
برخی موقعیتهای احتمالی عبارتاند از:
- انتشار گزارش مالی یا عملیاتی مهم
- اعلام نتیجه یک تصمیم حقوقی یا نظارتی
- انتشار خبر مهم درباره محصول یا فعالیت شرکت
- اعلام سیاستهای اقتصادی اثرگذار
- نزدیکشدن قیمت به یک محدوده فشرده پس از دورهای از کاهش نوسان
- انتظار شکست یک حمایت یا مقاومت مهم بدون اطمینان از جهت شکست
اما وجود خبر بهتنهایی برای خرید استرادل و استرنگل کافی نیست. بازار معمولاً پیش از رویدادهای مهم، انتظار نوسان را وارد قیمت آپشنها میکند.
نقش نوسان ضمنی در استرادل و استرنگل
خریدار استرادل و استرنگل دو قرارداد خریداری کرده است. در نتیجه موقعیت او معمولاً وگای مثبت دارد.
وگای مثبت یعنی با افزایش نوسان ضمنی یا IV، ارزش مجموع قراردادها میتواند افزایش پیدا کند؛ حتی اگر قیمت دارایی پایه هنوز حرکت بزرگی نکرده باشد.
به همین دلیل، بررسی نوسان ضمنی و وگا قبل از ورود به این استراتژیها ضروری است.
اگر معاملهگر استرادل را زمانی بخرد که IV پایین است و پس از ورود نوسان ضمنی افزایش یابد، ممکن است قبل از وقوع خبر نیز سود کند.
اما اگر IV از قبل بسیار بالا باشد، معاملهگر هزینه زیادی برای دو قرارداد پرداخت میکند و نقاط سربهسر از قیمت فعلی دورتر میشوند.
حرکت موردانتظار بازار را چگونه تخمین بزنیم؟
مجموع پرمیوم اختیار خرید و اختیار فروش ATM میتواند یک تخمین ساده از حرکت موردانتظار بازار تا سررسید ارائه کند.
در مثال استرادل:
پرمیوم Call + پرمیوم Put = ۱۳۰ تومان
نسبت حرکت موردانتظار به قیمت دارایی پایه:
۱۳٪ = ۱۰۰۰ ÷ ۱۳۰
این محاسبه نشان میدهد بازار تقریباً حرکتی در محدوده ۱۳ درصد را در قیمت دو قرارداد وارد کرده است.
این عدد یک پیشبینی قطعی نیست، اما به معاملهگر کمک میکند سؤال مهمتری بپرسد:
آیا انتظار دارم حرکت واقعی بازار از حرکتی که در پرمیومها قیمتگذاری شده بزرگتر باشد؟
برای پاسخ دقیقتر باید علاوه بر پرمیوم، زمان باقیمانده، نرخ بهره، فاصله قیمت اعمال، نوسان ضمنی و مدلهای قیمتگذاری آپشن بررسی شوند.
چرا استرادل و استرنگل قبل از خبر گران میشوند؟
پیش از یک رویداد مهم، عدماطمینان بازار افزایش پیدا میکند. خریداران برای داشتن حق خرید یا فروش حاضر میشوند پرمیوم بیشتری پرداخت کنند.
این افزایش تقاضا میتواند نوسان ضمنی قراردادها را بالا ببرد. در نتیجه:
- Call گرانتر میشود.
- Put گرانتر میشود.
- هزینه اجرای استرادل و استرنگل افزایش مییابد.
- نقاط سربهسر از قیمت فعلی فاصله بیشتری میگیرند.
بنابراین ممکن است معاملهگر جهت یا اصل حرکت را درست پیشبینی کند، اما چون قراردادها را بسیار گران خریده است، سود نکند.
پدیده IV Crush چیست؟
IV Crush به کاهش سریع نوسان ضمنی بعد از برطرفشدن یک رویداد مهم گفته میشود.
پیش از اعلام خبر، بازار با عدماطمینان روبهرو است. پس از انتشار خبر، حتی اگر قیمت دارایی حرکت کند، بخش زیادی از ابهام از بین میرود و نوسان ضمنی ممکن است بهسرعت کاهش یابد.
فرض کنید یک سهم پس از انتشار گزارش ۵ درصد رشد کرده است. معاملهگر شاید تصور کند Call خریداریشده باید سود زیادی ایجاد کند؛ اما اگر بازار پیش از خبر حرکت ۱۲ درصدی را در پرمیومها قیمتگذاری کرده باشد، رشد ۵ درصدی کافی نیست.
در این شرایط:
- ارزش Call بهدلیل رشد سهم افزایش پیدا میکند.
- ارزش Put کاهش پیدا میکند.
- کاهش IV به ارزش هر دو قرارداد فشار وارد میکند.
- مجموع موقعیت ممکن است همچنان زیانده باقی بماند.
در استرادل و استرنگل، درستبودن درباره وقوع حرکت کافی نیست؛ حرکت واقعی باید از انتظار قیمتگذاریشده بازار بزرگتر باشد.
اثر تتا و هزینه گذشت زمان
Long Straddle و Long Strangle هر دو از خرید دو قرارداد تشکیل شدهاند. بنابراین معمولاً تتای منفی دارند.
تتای منفی یعنی با گذشت زمان و ثابتماندن سایر عوامل، ارزش زمانی قراردادها کاهش پیدا میکند.
اثر زمان در این استراتژیها بسیار مهم است:
- اگر بازار سریع حرکت کند، یکی از پایهها ممکن است زیان پایه دیگر را جبران کند.
- اگر بازار آرام حرکت کند، هر دو قرارداد بخشی از ارزش زمانی خود را از دست میدهند.
- اگر رویداد موردانتظار به تعویق بیفتد، هزینه نگهداری موقعیت بیشتر میشود.
- نزدیک سررسید، کاهش ارزش زمانی میتواند شدیدتر شود.
بدترین حالت برای خریدار استرادل، باقیماندن قیمت نزدیک قیمت اعمال است. در استرنگل نیز باقیماندن قیمت بین دو قیمت اعمال میتواند باعث ازدسترفتن بخش زیادی از پرمیوم شود.
تفاوت سود از افزایش IV و سود از خود خبر
پیش از ورود باید مشخص کنید هدف اصلی معامله چیست.
معامله روی افزایش IV
در این حالت معاملهگر استرادل و استرنگل را پیش از افزایش احتمالی نوسان ضمنی خریداری میکند و قصد ندارد الزاماً موقعیت را تا انتشار خبر نگه دارد.
برنامه احتمالی او میتواند چنین باشد:
- ورود زمانی که IV هنوز بیش از حد بالا نرفته است.
- سودگرفتن از افزایش پرمیومها پیش از خبر.
- بستن موقعیت قبل از انتشار خبر و کاهش احتمالی IV.
در این روش، معاملهگر از افزایش انتظارات بازار سود میگیرد، نه از نتیجه خود رویداد.
معامله روی حرکت بعد از خبر
در این حالت معاملهگر موقعیت را هنگام انتشار خبر نگه میدارد و انتظار دارد حرکت واقعی بازار از حرکت قیمتگذاریشده بزرگتر باشد.
این روش ریسک بیشتری دارد، زیرا معاملهگر در معرض IV Crush قرار میگیرد.
روش ترکیبی
برخی معاملهگران بخشی از موقعیت را پیش از خبر میبندند و بخش کوچکتری را برای حرکت بعد از خبر نگه میدارند.
این کار ریسک را حذف نمیکند، اما میتواند بخشی از سود احتمالی افزایش IV را ذخیره کند. تصمیم نهایی باید از ابتدا در برنامه مدیریت خروج از معامله ثبت شده باشد.
چه زمانی قبل از اعلام خبر خارج شویم؟
یک زمان ثابت و مناسب برای همه معاملات وجود ندارد. زمان خروج به هدف ورود بستگی دارد.
اگر هدف شما فقط سود از افزایش IV بوده است، نگهداشتن موقعیت تا زمان انتشار خبر میتواند سود ایجادشده را در معرض IV Crush قرار دهد. در این حالت، خروج پیش از رویداد با منطق اولیه معامله هماهنگتر است.
اگر هدف شما سود از حرکت بعد از خبر است، باید موقعیت را با آگاهی از سه ریسک نگه دارید:
- حرکت واقعی کمتر از انتظار بازار باشد.
- کاهش IV سود ناشی از حرکت قیمت را خنثی کند.
- بازار برخلاف انتظار، تقریباً بدون تغییر باقی بماند.
معاملهگر میتواند بهجای تصمیم صفر و صدی، بخشی از موقعیت را ببندد، اصل سرمایه را خارج کند یا اندازه معامله را کاهش دهد.
آیا سررسید نزدیک برای استرادل و استرنگل بهتر است؟
قراردادهای نزدیک به سررسید معمولاً پرمیوم مطلق کمتری دارند، اما تتای آنها شدیدتر است و فرصت کمتری برای وقوع حرکت باقی میماند.
قرارداد بلندمدتتر:
- هزینه بیشتری دارد.
- فرصت بیشتری به سناریو میدهد.
- معمولاً حساسیت بیشتری به تغییر IV دارد.
- کاهش ارزش زمانی آن در روزهای ابتدایی آرامتر است.
قرارداد کوتاهمدتتر:
- ارزانتر به نظر میرسد.
- برای یک رویداد نزدیک میتواند مناسب باشد.
- به زمانبندی بسیار دقیقتری نیاز دارد.
- در صورت تأخیر حرکت، سریعتر ارزش خود را از دست میدهد.
سررسید مناسب باید کمی بعد از زمان موردانتظار رویداد یا حرکت باشد تا معاملهگر مجبور نشود برای صرفهجویی در پرمیوم، تمام معامله را به یک زمانبندی بسیار دقیق وابسته کند.
هشدار درباره Short Straddle و Short Strangle
در Short Straddle و Short Strangle، معاملهگر بهجای خرید دو قرارداد، آنها را میفروشد و در ابتدای معامله پرمیوم دریافت میکند.
این استراتژیها معمولاً از شرایط زیر سود میبرند:
- بازار در محدوده مشخصی باقی بماند.
- نوسان ضمنی کاهش پیدا کند.
- زمان سپری شود.
- حرکت واقعی کمتر از انتظار بازار باشد.
اما ریسک آنها بسیار سنگین است.
در Short Straddle فروشنده یک Call و یک Put با قیمت اعمال یکسان میفروشد. در Short Strangle نیز یک Call با قیمت اعمال بالاتر و یک Put با قیمت اعمال پایینتر فروخته میشود.
ریسک رشد قیمت در اختیار خرید فروختهشده میتواند از نظر نظری نامحدود باشد. ریزش شدید نیز میتواند زیان بزرگی در اختیار فروش ایجاد کند. افزایش وجه تضمین و احتمال مارجین کال از دیگر خطرهای این موقعیتهاست.
Short Straddle و Short Strangle برای معاملهگر تازهکار مناسب نیستند و نباید صرفاً به دلیل دریافت پرمیوم جذاب تلقی شوند.
اشتباهات رایج در استرادل و استرنگل
۱. خرید صرفاً به دلیل نزدیکبودن یک خبر
بازار معمولاً خبرهای شناختهشده را در پرمیوم قراردادها منعکس میکند. وجود خبر به معنی ارزانبودن استرادل نیست.
۲. نادیدهگرفتن مجموع پرمیومها
بعضی معاملهگران فقط به سود احتمالی Call یا Put نگاه میکنند و فراموش میکنند سود یک پایه باید هزینه هر دو پایه را جبران کند.
۳. خرید قراردادهای بسیار دور فقط به دلیل ارزانی
در استرنگل، قیمت اعمال بسیار دور هزینه را کاهش میدهد، اما حرکت لازم برای سود را بهشدت افزایش میدهد.
۴. انتخاب سررسید بیش از حد کوتاه
اگر حرکت کمی دیرتر اتفاق بیفتد، تتا میتواند بخش بزرگی از سرمایه را از بین ببرد.
۵. نادیدهگرفتن IV Crush
خرید آپشن در بالاترین سطح IV میتواند حتی پس از حرکت قیمت نیز زیان ایجاد کند.
۶. نداشتن برنامه خروج
باید پیش از ورود مشخص باشد هدف شما سود از افزایش IV است یا حرکت بعد از خبر.
۷. ورود با حجم زیاد
حداکثر زیان این استراتژی مشخص است، اما همین زیان محدود میتواند درصد زیادی از حساب را از بین ببرد. اندازه موقعیت باید براساس اصول مدیریت سرمایه تعیین شود.
۸. بازکردن دو پایه با فاصله زمانی زیاد
ممکن است در فاصله خرید Call و Put، قیمت دارایی یا IV تغییر کند و ساختار معامله با چیزی که ابتدا محاسبه کردهاید متفاوت شود.
۹. نادیدهگرفتن نقدشوندگی
اسپرد زیاد میان قیمت خرید و فروش میتواند هزینه ورود و خروج از دو قرارداد را افزایش دهد.
۱۰. تصور اینکه معامله بدون پیشبینی جهت، کمریسک است
در این استراتژیها ریسک جهت کاهش پیدا میکند، اما ریسک قیمتگذاری، زمان و نوسان ضمنی همچنان جدی است.
چکلیست ورود به استرادل و استرنگل
پیش از ورود به معامله، این موارد را بررسی کنید:
- آیا یک رویداد یا دلیل مشخص برای انتظار حرکت شدید وجود دارد؟
- حرکت موردانتظار شما چند درصد است؟
- مجموع پرمیومها چه حرکتی را در بازار قیمتگذاری کرده است؟
- نوسان ضمنی فعلی نسبت به گذشته پایین است یا بالا؟
- آیا احتمال افزایش IV پیش از رویداد وجود دارد؟
- نقاط سربهسر صعودی و نزولی کجا قرار دارند؟
- آیا بازار در زمان باقیمانده میتواند به این نقاط برسد؟
- سررسید انتخابشده حاشیه زمانی کافی دارد؟
- حجم معاملات و نقدشوندگی هر دو قرارداد مناسب است؟
- اسپرد قیمت خرید و فروش چقدر است؟
- حداکثر زیان ریالی موقعیت چقدر است؟
- این زیان چند درصد از کل سرمایه شماست؟
- هدف معامله افزایش IV است یا حرکت پس از خبر؟
- برنامه خروج پیش از رویداد چیست؟
- در صورت افزایش قیمت قراردادها، خروج کامل انجام میشود یا پلهای؟
- در صورت تأخیر رویداد یا آرامماندن بازار چه خواهید کرد؟
استرادل بهتر است یا استرنگل؟
هیچکدام همیشه بهتر نیستند.
استرادل معمولاً برای معاملهگری مناسبتر است که:
- انتظار حرکت قابلتوجه دارد، اما نمیخواهد قیمت برای سودآوری فاصله بسیار زیادی طی کند.
- حاضر است پرمیوم بیشتری پرداخت کند.
- میخواهد حساسیت بیشتری نسبت به حرکت اولیه قیمت داشته باشد.
استرنگل معمولاً برای معاملهگری مناسبتر است که:
- انتظار یک حرکت بسیار شدید دارد.
- میخواهد هزینه اولیه را کاهش دهد.
- حاضر است نقاط سربهسر دورتری را بپذیرد.
- احتمال میدهد حرکت بازار بهوضوح از محدوده فعلی خارج شود.
بهتر است انتخاب میان این دو با مقایسه عددی هزینه، نقاط سربهسر، نوسان ضمنی و زمان باقیمانده انجام شود؛ نه صرفاً با مقایسه ارزان یا گران بودن پرمیوم.
جمعبندی
استرادل و استرنگل به معاملهگر اجازه میدهند بهجای پیشبینی جهت بازار، روی شدت حرکت قیمت معامله کند.
در Long Straddle یک Call و یک Put با قیمت اعمال و سررسید یکسان خریداری میشوند. این استراتژی هزینه بیشتری دارد، اما با حرکت کوچکتری وارد سود میشود.
در Long Strangle یک Call با قیمت اعمال بالاتر و یک Put با قیمت اعمال پایینتر خریداری میشوند. هزینه آن معمولاً کمتر است، اما برای سودآوری به حرکت شدیدتری نیاز دارد.
مهمترین نکته این است که وجود یک خبر یا انتظار نوسان، بهتنهایی خرید این استراتژیها را توجیه نمیکند. معاملهگر باید بررسی کند چه مقدار حرکت از قبل در پرمیومها قیمتگذاری شده است.
موفقیت در استرادل و استرنگل زمانی رخ میدهد که حرکت واقعی یا افزایش نوسان ضمنی، از هزینهای که برای خرید دو اختیار پرداخت شده بیشتر باشد.
به همین دلیل، محاسبه نقاط سربهسر، بررسی IV، توجه به تتا، تعیین حجم مناسب و داشتن برنامه خروج، مهمتر از حدسزدن جهت حرکت بعدی بازار هستند.