انتخاب بهترین قرارداد اختیار معامله فقط پیدا کردن قراردادی با کمترین پرمیوم نیست. شما باید قراردادی را انتخاب کنید که با جهت تحلیل، اندازه حرکت مورد انتظار، زمان وقوع حرکت و میزان ریسک قابلتحملتان هماهنگ باشد. ممکن است یک قرارداد بسیار ارزان به نظر برسد، اما قیمت اعمال آن آنقدر دور یا سررسیدش آنقدر نزدیک باشد که حتی با درستبودن تحلیل هم فرصت سود چندانی ایجاد نکند.
هدف این مقاله ارائه یک فرآیند مرحلهبهمرحله برای حذف قراردادهای نامناسب و مقایسه گزینههای منطقیتر است.
چرا نمیتوان فقط ارزانترین قرارداد را خرید؟
پرمیوم پایین معمولاً جذاب است؛ چون با سرمایه کمتری میتوان تعداد بیشتری قرارداد خرید. مشکل اینجاست که آپشن ارزان ممکن است یکی از این ویژگیها را داشته باشد:
- قیمت اعمال آن فاصله زیادی با قیمت دارایی پایه دارد.
- زمان کمی تا سررسید باقی مانده است.
- دلتا پایین است و به حرکت دارایی پایه واکنش کمی نشان میدهد.
- حجم معاملات آن پایین و اسپرد خرید و فروش آن زیاد است.
- برای رسیدن به نقطه سربهسر، دارایی پایه باید حرکت بزرگی انجام دهد.
فرض کنید قیمت یک سهم ۱۰ هزار تومان است و دو اختیار خرید دارید:
| قرارداد | قیمت اعمال | پرمیوم | زمان باقیمانده | نقطه سربهسر |
| قرارداد الف | ۱۰ هزار تومان | ۸۵۰ تومان | ۶۰ روز | ۱۰٬۸۵۰ تومان |
| قرارداد ب | ۱۱ هزار تومان | ۲۵۰ تومان | ۲۵ روز | ۱۱٬۲۵۰ تومان |
قرارداد ب بسیار ارزانتر است؛ اما برای سوددهشدن در سررسید، سهم باید در مدت کوتاهتری از ۱۱٬۲۵۰ تومان عبور کند. اگر تحلیل شما رسیدن سهم به ۱۱٬۲۰۰ تومان طی ۴۵ روز باشد، قرارداد ب با سناریوی شما سازگار نیست؛ هم زودتر منقضی میشود و هم هدف قیمتی شما پایینتر از نقطه سربهسر آن است.
قرارداد مناسب، ارزانترین قرارداد نیست؛ قراردادی است که با سناریوی شما بیشترین هماهنگی را دارد.
گام اول: سناریوی بازار را دقیق مشخص کنید
پیش از بازکردن زنجیره قراردادها، تحلیل خود را در سه بخش بنویسید:
جهت حرکت
انتظار دارید قیمت دارایی پایه افزایش پیدا کند، کاهش پیدا کند یا در محدوده خاصی باقی بماند؟
- انتظار رشد دارید: اختیار خرید یا استراتژی صعودی را بررسی کنید.
- انتظار افت دارید: اختیار فروش یا استراتژی نزولی را بررسی کنید.
- انتظار بازار خنثی دارید: فروش اختیار یا استراتژیهای ترکیبی ممکن است مطرح شود، اما ریسک آنها باید کاملاً شناخته شود.
اندازه حرکت مورد انتظار
صرف گفتن «سهم رشد میکند» کافی نیست. باید محدوده هدف را مشخص کنید. رشد ۵ درصدی با رشد ۲۰ درصدی یک سناریو نیست و نباید برای هر دو، قیمت اعمال یکسانی انتخاب شود.
مثلاً بنویسید:
قیمت سهم اکنون ۱۰ هزار تومان است و انتظار دارم طی یک ماه به محدوده ۱۱ هزار تومان برسد.
این جمله کمک میکند بفهمید کدام قیمت اعمال و کدام نقطه سربهسر با هدف شما سازگار است.
زمان حرکت
ممکن است جهت تحلیل شما درست باشد، اما حرکت پس از سررسید قرارداد رخ دهد. در این حالت قرارداد انتخابشده میتواند زیانده شود. بنابراین زمان تقریبی تحقق تحلیل را هم مشخص کنید:
انتظار دارم این حرکت طی سه تا پنج هفته اتفاق بیفتد.
در آپشن فقط جهت اهمیت ندارد؛ جهت، اندازه و زمان حرکت باید همزمان درست باشند.
گام دوم: دارایی پایه مناسب را انتخاب کنید
پیش از انتخاب قرارداد، خود دارایی پایه را بررسی کنید. دارایی مناسب برای معامله آپشن بهتر است:
- تحلیلپذیر و دارای سناریوی روشن باشد.
- قراردادهای قابلمعامله و نقدشوندگی قابلقبولی داشته باشد.
- در آستانه رویداد ناشناختهای نباشد؛ مگر اینکه اثر آن را آگاهانه وارد تحلیل کرده باشید.
برای مقایسه نمادها، ابتدا باید بدانید هر نماد چه اطلاعاتی در خود دارد و ردیفهای زنجیره چگونه خوانده میشوند. مقاله چگونه نمادها و زنجیره قراردادهای اختیار معامله را بخوانیم؟ پیشنیاز عملی این مرحله است.
گام سوم: Call یا Put را انتخاب کنید
انتخاب بین Call و Put به دیدگاه شما درباره جهت بازار بستگی دارد:
- Call یا اختیار خرید، معمولاً برای سناریوهای صعودی استفاده میشود.
- Put یا اختیار فروش، معمولاً برای سناریوهای نزولی یا پوشش ریسک دارایی به کار میرود.
اگر تفاوت این دو یا اصطلاحاتی مانند پرمیوم، قیمت اعمال و سررسید هنوز برایتان مبهم است، بهتر است ابتدا مفاهیم اختیار معامله را مرور کنید.
گام چهارم: خرید یا فروش اختیار؟
پس از انتخاب Call یا Put، باید مشخص کنید خریدار قرارداد هستید یا فروشنده آن.
خرید اختیار
خریدار پرمیوم میپردازد و حق مشخصی به دست میآورد. در خرید ساده Call یا Put، حداکثر زیان معمولاً به پرمیوم و هزینه معامله محدود است؛ اما گذشت زمان میتواند قرارداد را بیارزش کند.
فروش اختیار
فروشنده پرمیوم میگیرد، اما تعهد دارد. ریسک او میتواند بسیار بیشتر از پرمیوم دریافتی باشد و به وجه تضمین و مدیریت دقیق نیاز دارد.
فقط بهدلیل جذاببودن دریافت پرمیوم وارد فروش اختیار نشوید. ابتدا حداکثر زیان، وجه تضمین و سناریوی خروج را محاسبه کنید.
گام پنجم: قیمت اعمال مناسب را پیدا کنید
قیمت اعمال تعیین میکند قرارداد نسبت به قیمت فعلی دارایی پایه در چه وضعیتی قرار دارد و برای سوددهشدن چه حرکتی لازم است.
بهطور خلاصه:
- قراردادهای ITM معمولاً پرمیوم و دلتا بیشتری دارند و رفتارشان به دارایی پایه نزدیکتر است.
- قراردادهای ATM معمولاً حساسیت بالایی به حرکت قیمت دارند.
- قراردادهای OTM ارزانترند، اما برای ارزشمندشدن به حرکت بیشتری نیاز دارند و احتمال بیارزششدنشان بالاتر است.
برای انتخاب اولیه، قیمت اعمال را با هدف قیمتی خود مقایسه کنید. اگر انتظار رشد محدود دارید، خرید یک Call بسیار دور از قیمت فعلی فقط به دلیل ارزانی میتواند انتخاب نامناسبی باشد.
جزئیات این تصمیم در مقاله چگونه قیمت اعمال مناسب را انتخاب کنیم؟ بررسی میشود. در این مرحله فقط این اصل را به خاطر بسپارید:
هرچه قیمت اعمال دورتر باشد، هزینه ورود ممکن است کمتر شود؛ اما حرکت لازم بازار و احتمال شکست نیز بیشتر میشود.
گام ششم: سررسید متناسب با زمان تحلیل را انتخاب کنید
سررسید باید به بازار فرصت کافی برای تحقق سناریوی شما بدهد. اگر انتظار دارید حرکت طی ۴۰ روز اتفاق بیفتد، قراردادی که ۲۰ روز دیگر منقضی میشود، حتی با قیمت جذاب انتخاب منطقیای نیست.
قراردادهای نزدیکتر به سررسید معمولاً:
- پرمیوم کمتری دارند.
- سریعتر ارزش زمانی از دست میدهند.
- به حرکت فوری بازار نیاز دارند.
- در روزهای پایانی حساستر و پرریسکتر میشوند.
قراردادهای دورتر زمان بیشتری میدهند، اما معمولاً گرانترند. سررسید باید با تحلیل و یک حاشیه امن منطقی هماهنگ باشد.
برای بررسی دقیقتر، مقاله چگونه سررسید مناسب آپشن را انتخاب کنیم؟ تفاوت قراردادهای کوتاهمدت و بلندمدت را توضیح میدهد.
گام هفتم: نقطه سربهسر را محاسبه کنید
نقطه سربهسر نشان میدهد قیمت دارایی پایه در سررسید باید به چه سطحی برسد تا سود و زیان معامله، پیش از هزینههای جانبی، تقریباً صفر شود.
برای خرید اختیار خرید:
نقطه سربهسر = قیمت اعمال + پرمیوم پرداختی
برای خرید اختیار فروش:
نقطه سربهسر = قیمت اعمال − پرمیوم پرداختی
مثلاً اگر یک Call با قیمت اعمال ۱۰ هزار تومان را با پرمیوم ۸۰۰ تومان بخرید، نقطه سربهسر در سررسید ۱۰٬۸۰۰ تومان است. رسیدن سهم به ۱۰٬۵۰۰ تومان به معنی درستبودن جهت تحلیل است، اما برای سوددهشدن معامله در سررسید کافی نیست.
برای فرمولها و سناریوهای کاملتر، به مقاله محاسبه سود و زیان در اختیار معامله مراجعه کنید.
گام هشتم: فاصله هدف تا نقطه سربهسر را بسنجید
پس از محاسبه نقطه سربهسر، سه عدد را کنار هم بگذارید:
- قیمت فعلی دارایی پایه
- هدف قیمتی تحلیل
- نقطه سربهسر قرارداد
اگر هدف شما فاصله کمی با نقطه سربهسر دارد، حاشیه خطا پایین است. هزینه معاملات، اسپرد، افت نوسان ضمنی یا تأخیر در حرکت میتواند سود احتمالی را از بین ببرد.
مثلاً:
- قیمت فعلی سهم: ۱۰ هزار تومان
- هدف تحلیل: ۱۱ هزار تومان
- نقطه سربهسر قرارداد: ۱۰٬۹۵۰ تومان
در این معامله فقط ۵۰ تومان فاصله میان هدف و نقطه سربهسر وجود دارد. چنین قراردادی ممکن است روی کاغذ سودده باشد، اما حاشیه امن بسیار کمی دارد.
گام نهم: ارزش ذاتی و ارزش زمانی را جدا کنید
پرمیوم آپشن از دو بخش تشکیل میشود:
- ارزش ذاتی: ارزشی که قرارداد همین حالا بر اساس فاصله قیمت بازار و قیمت اعمال دارد.
- ارزش زمانی: مبلغی که بازار بابت زمان باقیمانده و احتمال حرکت آینده میپردازد.
هرچه سهم ارزش زمانی بیشتر باشد، حساسیت قرارداد به گذشت زمان و نوسان ضمنی بیشتر است. جزئیات بیشتر در مقاله قیمت آپشن چگونه تعیین میشود؟ آمده است.
گام دهم: دلتا و تتا را بررسی کنید
برای یک بررسی سریع، دو ضریب اهمیت بیشتری دارند:
دلتا
دلتا نشان میدهد قیمت قرارداد تقریباً با تغییر قیمت دارایی پایه چقدر واکنش نشان میدهد. دلتا پایین در یک Call دور از قیمت فعلی یعنی حتی اگر سهم کمی رشد کند، قرارداد ممکن است واکنش محدودی نشان دهد.
تتا
تتا نشاندهنده کاهش تقریبی ارزش قرارداد بر اثر گذشت زمان است. هرچه به سررسید نزدیکتر میشویم، فرسایش زمانی میتواند شدیدتر شود؛ بهویژه برای قراردادهایی که ارزش ذاتی ندارند.
اعداد دلتا و تتا ثابت نیستند و با تغییر قیمت، زمان و نوسان تغییر میکنند. مقاله ضرایب یونانی و نوسان ضمنی این موضوع را با جزئیات بیشتری توضیح میدهد.
گام یازدهم: نوسان ضمنی را نادیده نگیرید
نوسان ضمنی یا IV برداشت بازار از شدت نوسان آینده است. افزایش آن معمولاً پرمیوم را بالا میبرد و کاهش آن میتواند حتی با درستبودن جهت تحلیل، بخشی از سود خریدار را از بین ببرد؛ بهویژه پس از رویدادهای مهم.
در این مرحله هنگام مقایسه دو قرارداد بپرسید:
- آیا IV این قرارداد نسبت به قراردادهای مشابه بالاست؟
- آیا رویدادی باعث افزایش موقت پرمیوم شده است؟
- حرکت مورد انتظار من آنقدر بزرگ است که قیمت پرداختی را توجیه کند؟
برای ارزشگذاری دقیقتر، مقاله آپشن گران است یا ارزان؟ معیارهای تشخیص پرمیوم منطقی را بررسی میکند.
گام دوازدهم: نقدشوندگی قرارداد را بسنجید
یک قرارداد ممکن است از نظر تحلیل جذاب باشد، اما نتوانید آن را با قیمت مناسب بخرید یا بفروشید. برای سنجش نقدشوندگی، سه مورد را ببینید:
حجم معاملات
حجم، تعداد معاملات همان روز را نشان میدهد. حجم بیشتر معمولاً ورود و خروج را آسانتر میکند، اما بهتنهایی کافی نیست.
موقعیتهای باز
موقعیتهای باز، قراردادهای هنوز بسته یا تسویهنشده را نشان میدهد. عدد بالاتر تضمینکننده نقدشوندگی نیست.
اسپرد خرید و فروش
اسپرد فاصله بهترین قیمت خرید و فروش است. اسپرد زیاد هزینه ورود و خروج را بالا میبرد.
مثلاً اگر بهترین سفارش خرید ۴۰۰ تومان و بهترین سفارش فروش ۵۰۰ تومان باشد، اسپرد ۱۰۰تومانی بخش بزرگی از ارزش قرارداد را تشکیل میدهد. حتی اگر تحلیل شما درست باشد، ابتدا باید این فاصله را جبران کنید.
گام سیزدهم: هزینه واقعی معامله را حساب کنید
عدد پرمیوم، هزینه نهایی موقعیت نیست. هزینه خرید باید با اندازه هر قرارداد و تعداد قراردادها محاسبه شود:
هزینه کل تقریبی = پرمیوم × اندازه قرارداد × تعداد قراردادها + هزینههای معامله
مثلاً اگر پرمیوم ۵۰۰ تومان و اندازه هر قرارداد ۱۰۰۰ سهم باشد، خرید یک قرارداد پیش از هزینههای جانبی به ۵۰۰ هزار تومان سرمایه نیاز دارد.
اندازه قرارداد در همه نمادها الزاماً یکسان نیست؛ بنابراین مشخصات همان قرارداد را بررسی کنید.
برای فروش اختیار نیز فقط پرمیوم دریافتی را نبینید. وجه تضمین، امکان افزایش وجه تضمین و حداکثر زیان سناریوهای نامطلوب باید جداگانه محاسبه شود.
گام چهاردهم: حداکثر زیان قابلقبول را تعیین کنید
پیش از ورود، مشخص کنید در بدترین سناریوی قابلتصور چقدر زیان میکنید و آیا این زیان برای حساب شما قابلتحمل است.
برای خریدار اختیار، ممکن است کل پرمیوم پرداختی از بین برود. بنابراین با این تصور وارد شوید که احتمال از دسترفتن تمام مبلغ خرید وجود دارد.
مثلاً اگر حداکثر زیان قابلقبول شما یک میلیون تومان است و هزینه هر قرارداد ۶۰۰ هزار تومان میشود، خرید دو قرارداد با سقف ریسک شما سازگار نیست؛ حتی اگر کارگزار اجازه خرید بدهد.
تعداد قرارداد را بر اساس زیان قابلتحمل انتخاب کنید، نه بر اساس پول آزاد حساب یا میزان هیجان نسبت به تحلیل.
گام پانزدهم: برنامه خروج را پیش از ورود بنویسید
در آپشن، منتظرماندن بدون برنامه میتواند پرهزینه باشد؛ زیرا زمان دائماً در حال کاهش است. پیش از خرید یا فروش قرارداد، پاسخ این پرسشها را بنویسید:
- اگر دارایی پایه به هدف رسید، چه زمانی خارج میشوم؟
- اگر تحلیل نقض شد، در چه سطحی موقعیت را میبندم؟
- اگر قیمت حرکت نکرد، تا چند روز صبر میکنم؟
- آیا قصد نگهداری تا سررسید را دارم یا پیش از آن آفست میکنم؟
- اگر IV کاهش یافت، چه تصمیمی میگیرم؟
- آیا خروج کامل است یا بخشی از موقعیت را میبندم؟
برنامه خروج باید بر اساس رفتار دارایی پایه، زمان باقیمانده و وضعیت خود قرارداد نوشته شود؛ نه فقط یک درصد ثابت سود یا زیان.
مثال کامل انتخاب بین دو قرارداد
فرض کنید:
- قیمت سهم: ۱۰ هزار تومان
- تحلیل: رشد تا محدوده ۱۱٬۲۰۰ تومان
- زمان مورد انتظار: ۴۰ تا ۴۵ روز
- حداکثر زیان قابلقبول: یک میلیون تومان
دو Call در زنجیره دیده میشود:
| معیار | قرارداد الف | قرارداد ب |
| قیمت اعمال | ۱۰ هزار تومان | ۱۱ هزار تومان |
| پرمیوم | ۸۵۰ تومان | ۲۵۰ تومان |
| زمان باقیمانده | ۶۰ روز | ۲۵ روز |
| نقطه سربهسر | ۱۰٬۸۵۰ تومان | ۱۱٬۲۵۰ تومان |
| دلتا | بالاتر | پایینتر |
| اسپرد | کم | زیاد |
قرارداد ب از نظر پرمیوم جذابتر است، اما سه مشکل دارد:
- پیش از زمان مورد انتظار تحلیل منقضی میشود.
- نقطه سربهسر آن بالاتر از هدف قیمتی تحلیل است.
- دلتا پایینتر و اسپرد بیشتری دارد.
قرارداد الف گرانتر است، اما با زمان تحلیل و هدف قیمتی هماهنگی بیشتری دارد. البته این نتیجه به معنی خرید قطعی قرارداد الف نیست؛ باید هزینه واقعی، اندازه قرارداد، IV و نسبت سود احتمالی به زیان نیز بررسی شود.
این مثال نشان میدهد فرآیند درست، انتخاب «کمترین قیمت» نیست؛ انتخاب «بیشترین انطباق با سناریو» است.
جدول امتیازدهی انتخاب قرارداد
برای غربال اولیه، هر قرارداد را با این جدول بررسی کنید:
| معیار | وضعیت مناسب | وضعیت نامناسب |
| نقدشوندگی | حجم مناسب و اسپرد کم | حجم پایین و اسپرد زیاد |
| سررسید | متناسب با زمان تحلیل و دارای حاشیه امن | کوتاهتر از زمان تحقق تحلیل |
| قیمت اعمال | متناسب با شدت حرکت مورد انتظار | بسیار دور فقط بهدلیل ارزانی |
| پرمیوم | متناسب با ارزش، زمان و نوسان | گرانتر از سناریوی احتمالی |
| اندازه موقعیت | زیان احتمالی قابلتحمل | ریسک بیش از حد حساب |
میتوانید به هر وضعیت مناسب ۲ امتیاز، وضعیت متوسط ۱ امتیاز و وضعیت نامناسب صفر امتیاز بدهید. این امتیاز حکم خرید نیست، اما کمک میکند قراردادهای ضعیف سریعتر حذف شوند.
چکلیست نهایی انتخاب بهترین قرارداد اختیار معامله
پیش از ثبت سفارش، این موارد را بررسی کنید:
- سناریوی جهت، اندازه و زمان حرکت را نوشتهام.
- دارایی پایه و رویدادهای مؤثر بر آن را بررسی کردهام.
- میدانم چرا Call یا Put و چرا خرید یا فروش را انتخاب کردهام.
- قیمت اعمال با هدف قیمتی من هماهنگ است.
- سررسید از زمان مورد انتظار تحلیل کوتاهتر نیست.
- نقطه سربهسر را محاسبه و با هدف قیمتی مقایسه کردهام.
- ارزش ذاتی و ارزش زمانی قرارداد را میدانم.
- دلتا و تتا را با قراردادهای مشابه مقایسه کردهام.
- نوسان ضمنی و احتمال کاهش آن را در نظر گرفتهام.
- حجم، موقعیتهای باز و اسپرد مناسب است.
- هزینه کل را با اندازه قرارداد محاسبه کردهام.
- حداکثر زیان معامله برای حسابم قابلتحمل است.
- پیش از ورود، حد خروج زمانی و قیمتی دارم.
اگر پاسخ چند مورد مهم «نه» است، هنوز برای ثبت سفارش زود است.
جمعبندی
برای انتخاب بهترین قرارداد اختیار معامله، ابتدا باید سناریوی بازار را مشخص کنید و سپس قراردادها را بر اساس قیمت اعمال، سررسید، نقطه سربهسر، دلتا، تتا، نوسان ضمنی و نقدشوندگی مقایسه کنید. در پایان نیز هزینه واقعی، اندازه موقعیت و برنامه خروج را بسنجید.
قراردادی که پرمیوم کمتری دارد، ممکن است به حرکت بزرگتر، زمان کوتاهتر و ریسک بیشتری نیاز داشته باشد. در مقابل، قرارداد گرانتر نیز لزوماً مناسب نیست. بهترین قرارداد آپشن، قراردادی است که احتمال و زمان حرکت مورد انتظار شما را با هزینه و ریسک قابلقبول ترکیب کند.
پرسشهای متداول
آیا ارزانترین قرارداد آپشن بهترین انتخاب است؟
خیر. پرمیوم پایین ممکن است نتیجه قیمت اعمال دور، زمان کم، دلتا پایین یا نقدشوندگی ضعیف باشد.
برای تازهکارها ITM بهتر است یا OTM؟
پاسخ ثابتی وجود ندارد. ITM معمولاً گرانتر و حساستر به دارایی پایه است؛ OTM ارزانتر اما نیازمند حرکت بزرگتر است.
چه مقدار زمان تا سررسید مناسب است؟
سررسید باید با زمان تحلیل هماهنگ باشد و حاشیه امن داشته باشد. قرارداد نزدیک به سررسید به حرکت سریعتری نیاز دارد.